یکشنبه 30 بهمن 1379
0 Like
دست نگهدارید.همه با هم جای نمی گیرید!
منبع: روزنامه آفتاب یزد، شماره308 یکشنبه30 بهمن 1379 گزارشگر:آزاده افشار

گزارشی از تب بازیگری در میان جوانان:

اشاره: در بهمن 1373 یک آگهی در روزنامه منتشر می شود تا مردم داوطلب، بازیگران فیلمی باشند که متعاقب این آگهی 5 هزار نفر در محل حاضر می شوند تا پس از دریافت فرم در آزمون بازیگری شرکت کنند. در این تجمع مراحل آزمون حوادثی اتفاق می افتد و فیلم روایتی می شود از تب بازیگری و شاید عشق، به سینما! و دست هایی که برای دریافت فرم در هوا سردرگم می مانند و این که آدم ها چگونه برای سینما در هر نقشی خود را جا می دهند و سینما برای آنها راهی به سوی آینده می شود. در «سلام سینما» ساخته محسن مخملباف هجوم هزاران علاقمند مبتلا به تب بازیگری تنها نشانه های کوچکی از میل به پیمودن راه های چند سال در یک شب مشاهده می شود.
سینما این صنعت رویاسازی همواده عامل جذب علاقه مندان بی شمار، از پیر تا جوان، دختر و پسر بوده است و همین علاقه مندی عامل پیشرفت روزافزون این هنر را فراهم آورد اما در این میان عده نه چندان کمی به سراب سینما گرفتار می شوند و در راه رسیدن به آن دست و پا می زنند از تشکیل نخستین مدرسه «آرتیستی سینما» در سال 1309 تاکنون دانشکده های متعدد هنری به وجود آمده است و از شروع اولین کلاس های «هنرپیشگی» در سال 1305 تا امروز 65 آموزشگاه آزاد بازیگری فقط در سطح تهران گسترش یافته است که از آن میان 30 آموزشگاه به فعالیت آموزشی پرداخته و شهریه آنها متغیر بین 150 تا 360 هزار تومان است.
آیا تا به حال اندیشیده اید که اگر پیشنهاد بازیگری در فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی به شما شود چه جوابی خواهید داد؟
مطمئنا 90 درصد مردم جوابشان به این سوال مثبت خواهد بود؛ زیرا هیچ کس نمی تواند از وسوسه معروفیت آن بگذرد و برگ برنده بازیگری نیز تاکنون همین خاصیت افسونگری آن بوده است؛ چنانچه این علاقه مندان یا به عبارتی عاشقان سینه چاک وادی بازیگری از جهان بسته خویش با خیالی قشنگ دورنمایی از قصر بازیگری برای خود ساختند و راه سراب را پیش گرفتند تا آنجا که هجوم این افکار به آنها اجازه داد در اوج خلاقیت برای خود آسمانی رنگین از شهرت، محبوبیت، ثروت، آسایش و آرامش ساخته و به دنبال سکویی باشند تا آنها را به این آسمان پرتاب کند؛ اما در شرایط خاصی بعضی از آنها با توسل جستن به آسمان راه را گم کردند و علاقه ای که از حلقه بسته دنیای هواداران برای خود ساخته بودند آنها را محصور نمود و از پیگیری سواد و تحصیل دور نگاه داشت و زمانی به این حقیقت رسیدند که دیگر آتش بازیگری در آنها فرومرده بود.
با توجه به این امر لازم است با مقوله تب بازیگری بسیار آگاهانه و منطقی برخورد شود تا آن دسته از جوانانی که هدفشان رسیدن به دنیای بازیگری است دچار گزندها و آفات احتمالی این راه نگردند.
به میان دانشجویان رشته بازیگری می رویم و نظراتشان را در ارتباط با علاقه مندی به این هنر جویا می شویم.
نیما فرزان در همین ارتباط می گوید: بیشترین عاملی که امروزه سبب شده علاقه مندی به بازیگری در میان جوانان گسترش یابد معروفیت و محبوبیت یک شبه بسیاری از چهره های جدید در عرصه هنر می باشد. وی می افزاید، میان ما که در این راه کسب علم نموده ایم ومیان کسی که از راه تجربه وارد این حرفه می شود تفاوتی نیست.
مهتاب سماواتی نیز در ارتباط با علاقه مندی به بازیگری می گوید: سینما آن قدر قدرت ندارد تا همه بازیگران را یک جا در خود جای دهد بنابراین، این که چه کسی بازیگر می شود یا نمی شود و یا چه کسی فیلم ساز می شود یا نمی شود؟ به امکانات فرد، خلاقیت و استعداد ذاتی وی مربوط می شود.
جهانگیر الماسی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون از ورود خود به حرفه بازیگری این چنین می گوید: به دلایل خاص محیط خانوادگی از 5 سالگی برای پر کردن اوقات فراغت در کلاس های بازیگری شرکت می نمودم تا این که با اولین نمایش ملی و میهنی به کارگردانی آقای جدی و با بازیگری در نقش «فرهاد جم» که نشانی از سابقه تاریخ ایران است کار خود را شروع نمودم و کارهای تئاتری و هنری ام هم چنان ادامه داشت تا این که، توسط سیروس الوند به نقش آفرینی در فیلم «ریشه در خون» دعوت شدم و تاکنون در 32 کار تلویزیونی، سینمایی و داستان کوتاه شرکت نموده ام.

هنوز تعریف درستی از سینما در ایران نیست


جهانگیر الماسی در حالی که گرایش اقتصادی در سینما و دور شدن از اصول علمی این هنر را عاملی برای به وجود آمدن علاقه کاذب و تب بازیگری میان جوانان می داند، معتقد است: کارگردانان و تهیه کنندگان برای فراهم نمودن زمینه اقتصادی صرف از مردم عادی و دختر و پسرهایی که از دعوت در روزنامه ها و مهمانی ها شروع به بازیگری می نمایند، باعث می شود بین علاقه مندان این هنر، این تفکر به وجود آید که چه عامل متمایزکننده ای در راه ورود به این حرفه وجود دارد.
در حالی که، اگر بازیگری بر طبق اصول و روش صورت گیرد؛ یعنی جدا شدن از خود و تبدیل شدن به شخصیت دیگر. به طوری که اگر نگاه جهان به سینمای ایران متوجه گردد که بازیگران دیالوگ ها را بدون دریافت و به صورت جمله اشاره ای و اخباری بیان می نمایند، نگاهشان به سینمای ایران تغییر خواهد کرد و تمام این مشکلات به دلیل این است که امروزه تعریف مشخصی از سینما نداریم. وی در ارتباط با روند کنونی انتخاب بازیگران می گوید:
«امروزه به دلیل نبود سیستم صحیح در بخش فرهنگ، تلاش افراد در پی فراز و فرود سیستماتیک نیست بلکه، کاملا به طور اتفاقی و به پشتیبانی و پارتی عده ای صورت می گیرد نه در شکل صحیح و صالح آن.
وی به عنوان توصیه به مشتاقان این حرفه می گوید:
عشق شما به سینما کافی نیست بلکه سینما نیز باید عاشق شما باشد. سینما و تئاتر هم چون وسیله و ابزاری در دست شماست؛ اما این که شما با این وسیله چه می خواهید بگویید مهم است.
وی در پایان می گوید: من وظیفه ام را به عنوان یک فرد در قبال جامعه انجام داده ام؛ اما جامعه وظیفه اش را در قبال یک هنرمند انجام نداده است. به طوری که، انگیزه ام برای حضور در فعالیت های هنری رو به خاموشی می رود. گفتنی است، هیچ هنری در تعریف از خود نمی تواند جان کلام را ادا نماید بلکه منشاء هر هنری از دنیای درون هنرمند، ماهیت تفکر وی و حرف ها و دلتنگی های زمانه اش آشکار می شود.
مصطفی اسکویی، رشته بازیگری را از «هنرستان هنرپیشگی» شروع نموده و سپس بازیگری را در «کنسرواتوار هنرهای دراماتیک» پاریس ادامه داده و مقطع دکترا را در «آکادمی دولتی هنرهای نمایشی» مسکو اخذ نموده است. وی که تاکنون بازیگری بیش از 20 نمایش را عهده دار بوده در ارتباط با راه صحیح هدایت علاقمندان به حرفه بازیگری معتقد است: ملت بااستعداد ما در زمینه هنرهای نمایشی از هیچ ملتی کم ندارند؛ اما کشور ما در حرکت و تشویق علاقمندان به این حرفه دچار اشکال سازمانی و عدم هماهنگی در مدیریت هنری می باشد. طوری که، هنوز زبان علمی برای این رشته از هنر وجود ندارد.
وی به علاقمندان این حرفه می گوید: باید ابتدا الفبای این حرفه را بیاموزید و مطمئن باشید کسانی که از راه میانبر وارد این حرفه می شوند همانند حباب های توخالی در سطح اقیانوس هند می باشند و به جایی که آرزویش را دارند نخواهند رسید.
دکتر غلامحسین معتمدی، روانپزشک در ارتباط با علاقه مندی کاذب یا «تب بازیگری» درمیان جوانان معتقد است:
در اختلال شخصیت نمایشی یا هیستریونیک ( histrionic ) تمایل شدید به جلب توجه دیگران دیده می شود. این گرایش توجه زیادی به چهره، اندام و ظاهر فیزیکی را طلب می کند.
ابراز احساسات و هیجانات در این افراد به صورت نمایشی، تئاترگونه و توام با مبالغه زیاد است که در سبک تکلم آنان نیز تظاهر می یابد. این افراد همیشه سعی می کنند که کانون توجه باشند و در موقعیت هایی که این تمایل برآورده نشود به شدت احساس ناراحتی و سرخوردگی می کنند و در حقیقت پشت این ویژگی ها احساس ناامنی شدید نهفته است؛ یعنی این رفتارها ناشی از تلاش فرد برای کسب عشق، امنیت، توجه و حمایتی است که در دوران کودکی از آنها محروم بوده است. این خصوصیات به صورت خفیف تر در شخصیت نمایشی دیده می شود که جنبه بیمارگونه ندارد و از اختلال شخصیت نمایشی جداست.
وی همچنین در ارتباط با این که برخی از این خصوصیات نیز در بازیگران دیده می شود چنین توضیح می دهد: نباید تمام هنرپیشه ها و علاقه مندان به این حرفه را دارای این خصوصیات دانست؛ بلکه در تمام جوامع استقبال عمومی شدیدی به بازیگری دیده می شود که بیشتر به عوامل اجتماعی و فرهنگی باز می گردد تا پویش های خاص روان شناختی. شهرت، ثروت و موفقیت از عوامل پاداش دهنده و تقویت کننده این گرایش هستند که ورود به دنیای هنرپیشگی کوتاه ترین راه وصول برای جوانان آرزومند است. در حقیقت کارخانه رویاسازی سینما در ذات خود بدل به رویایی فراگیر شده است که ستاره آفرینی آن را با دنیای واقعیت پیوند می دهد.
وی در پایان می افزاید: الگوسازی فرهنگی که به ویژه در این زمینه بر جذابیت و قدرت فیزیکی و قهرمان سازی تاکید دارد عامل دیگری است که تب بازیگری را تشدید می کند و در برخی جوامع از بازیگران اسطوره می سازند.
با توجه به آنچه گفته شد، اکثر جوانان و نوجوانانی که دچار تب بازیگری هستند نه تنها به هدفشان نمی رسند، بلکه دچار خیال پردازی و رویاسازی های باطل نیز می شوند و زمانی به خود می آیند که شور جوانی را از دست داده و گرفتار سردی و افسردگی این راه گردیده اند؛ زیرا هدف بازیگری لازمه راه است؛ اما کافی نیست. چه بسا بسیاری از کسانی که اصول علمی این هنر را آموخته اند هنوز راهی برای ورود به دنیای بازیگری نیافته اند؛ زیرا در انتخاب بازیگر همچون دیگر امور همواره رابطه بر ضابطه غلبه داشته است.