چهارشنبه 29 مرداد 1382
0 Like
با حرف ها کشتن یکدیگر را کامل می کنیم.
منبع: روزنامه یاس نو،29 مرداد 1382گزارشگر: فریبا خانی
اشاره: ما، در روز از چند واژه استفاده می کنیم؟ این واژه ها آیا توانسته اند مفاهیم ذهن ما را به خوبی ادا کنند؟ چند واژه نا بجا به کار برده ایم. آیا می دانید استفاده از واژگان ایذایی برای آزار و توهین و تحقیر و تهدید و یا ناسزاگفتن از یک ناکامی فردی و روانی خبر می دهد؟ آیا توجه کرده اید که چقدر از انرژی ذهن ما و روح ما از شنیدن واژگان نابجا آسیب می بیند؟ شنیده اید که می گویند هر زخمی را مرهمی است الا زخم زبان؟!

انتقادهای لفظی و تجربه های تهدیدآمیز
عده ای بروز رفتارهای عیب جویانه را در اثر ناکامی های فردی در عرصه زندگی می دانند. آنها طرف مقابل خویش را تحقیر می کنند و شان فردی او را پایین می آورند. زمینه بیشتر این رفتارها تخلیه روحی فرد از فشارهای درونی خویش است. دکتر «غلامحسین معتمدی» روانپزشک در این باره می گوید: «بروز رفتارهای عیب جویانه یا انتقادی را می توان در دو سطح شخصی یا فردی و گروهی یا اجتماعی، بررسی کرد. در سطح فردی وجود گرایش بیش از حد به داوری منفی و عیب جویی در شخصی دیده می شود که از یک احساس عمیق نا ایمنی درونی و بی اعتمادی در رابطه با دیگران رنج می برد و در تجارب اولیه او از زندگی ریشه دارد. به عبارت دیگر محیط اولیه تهدیدآمیز (وجود پدر خشن و تنبیه کننده) یا آموزش بی اعتمادی نسبت به دیگران از طرف والدین، موجب می شود که تجربه افراد از هستی اصولا یک تجربه تهدیدآمیز تلقی می شود. تجمع تدریجی ناکامی های فردی از کودکی تا بزرگسالی فرد را به اتخاذ نگرش خصومت آمیز و انتقادی در برابر دیگران سوق می دهد. در این شرایط، محیط بیرونی تهدیدکننده به نظر می رسد. در این حالت انتقاد و عیب جویی بیمارگونه از دیگران نه تنها موجبات تخلیه پرخاشگری پنهان و آشکار فرد را فراهم می سازد، بلکه با بی ارزش کردن دیگران جنبه تهدیدآمیز حضور آنها را کاهش می دهد!»
ایذاء زبانی متاسفانه گاهی در قالب فرهنگ درمی آید. در کلاس های درس، محیط های کاری و در جمع های خانوادگی، شما می توانید با واژگانی روبه رو شوید که برایتان حالت توهین و تهدید و تحقیر داشته باشد.
دکتر معتمدی همچنین در این باره می گوید: «به این ترتیب عیب جویی و انتقاد از افراد موجب بی ارزش کردن آنان و تنزل هویت انسانی آنها می شود، تا جایی که حتی تا حد یک شئ تقلیل می یابند، جنبه تهدیدآمیز خنثی می شود و عیب جو با احساس غلبه بر تهدید، آرامش می یابد. پس عیب جویی و گرایش به انتقاد نوعی روش دفاعی است که فرد با سنگر گرفتن در پشت آن، هراس درونی و بی اعتمادی عمومی و فقدان وجود یک خویشتن متکی به نفس را پنهان می کند.»
این روانپزشک درباره تشخیص نادرست فرد عیب جو از شرایط بیرونی می گوید: «در این افراد، وجود ذهنی بسته در برابر تجربه های نو و ساختار شخصیتی انعطاف پذیر مانع برداشت واقعی از شرایط بیرونی می شود و فرد پیوسته با صدور حکم برای دیگران، آنها را محکوم می سازد.»

مهارتی به نام درست سخن گفتن
خوب و درست گفتن و استفاده از واژگان به جا در مقابل شخصیت های متفاوت با شان و اندازه آنها، یک توانایی فردی محسوب می شود و جزیی از مهارت های زندگی است که می تواند در دوره دبستان یا دبیرستان در مدارس تدریس شود.
دکتر «فاطمه قاسم زاده» روانپزشک در این باره می گوید: «دلیل عمده رفتارهای این چنینی به اعتقاد من این است که ما شیوه گفت و گو را نمی دانیم و نمی دانیم که عکس العمل واقعی ما در برابر این برخوردهای آزاردهنده چه باید باشد؟ ما در برابر سخن های ایذایی و تهدیدآمیز می توانیم عمل و عکس العمل های متفاوت داشته باشیم؛ یکی اینکه در برابر رفتار پرخاشگرانه و عیب جویانه هیچ واکنشی نشان ندهیم و خودمان را درگیر نکنیم و یک شیوه انفعال را در پیش بگیریم که این در واقع درست نیست. باید هر انسانی در برابر مسائل مختلف واکنش های فعال تری داشته باشد. استفاده از واژگان کنایه آمیز و پرخاشگرانه و یا استفاده از کلمات آزاردهنده بیشتر در افراد بزرگسال بروز می کند. البته می توان این نکته را در دوره کودکی و نوجوانی به افراد آموزش داد.
اگر در برابر این حرکات ما شیوه انفعالی به کار ببریم و احساس ناراحتی خود را بیان نکنیم، مشکل حل نمی شود. این حالت در درون انسان باقی می ماند و باعث قطع ارتباط و افسردگی فرد می شود. ما باید تمرین کنیم در برابر چنین برخوردهایی بدون عصبانیت رفتار قاطع داشته باشیم و منفعل عمل نکنیم و حتما واکنش درستی را از خود نشان دهیم!»
این روانشناس به شیوه های مهارت های زندگی اشاره می کند: «بحث مهارت های زندگی باز در اینجا مهم است. ما باید شیوه های سخن گفتن و درست سخن گفتن را در دوران کودکی آموزش بدهیم و به کودکان یاد بدهیم که در برابر چنین برخوردهای ایذایی چه واکنشی باید نشان داد؛ بدون پرهیز از خشونت!»

مجال سالم برای رقابت
بعضی از جامعه شناسان بروز چنین رفتارهایی را در اثر نبود اخلاق مدنی و تقوای مدنی می دانند. فرهنگ استفاده از واژگان توهین آمیز و تهدیدآمیز در شرایط ناسالم اجتماعی تشدید می شود.
دکتر داور شیخاوندی جامعه شناس درباره رفتارهای ایذایی لفظی می گوید: «اصولا بیشتر مواقع، مسائل روانی ریشه در جامعه دارند. اگر در یک جامعه ای رقابت سالم و ستیز سالم در نهادهایی مثل احزاب و روشنفکران بروز پیدا نکند و این نیروها در یک جایی تخلیه نشود، در افراد جمع شده و به شیوه رفتارهای خشم آگین و رفتارهای خودنمایانه بروز پیدا می کند.
یعنی فرد در جایی که می بیند علاقه ها و سلیقه های طرف مقابل با تفکر او همخوانی ندارد، به خشونت لفظی ، ناسزا و غیره روی می آورد. به اعتقاد من وجود فرصت های «تقابل» سازنده در احزاب مدنی، می تواند این خودنمایی ها را کاهش دهد. همچنین ایجاد تشکل ها نیز باعث کاهش رفتارهای این چنینی خواهد بود.
در جامعه ما زنان فرصت رقابت سالم را در جامعه کمتر از مردان داشته اند. ممکن است این رفتارها در بین زنان تشدید شود. متاسفانه تقوا و خویشتنداری شهری اصولا به افراد جامعه آموزش داده نشده است و این رفتارها بیشتر خودش را بروز داده است. استفاده از واژگان نادرست حتی در ادبیات مکتوب ما هم مشاهده می شود. مثلا واژه «توفیر» که عوام به اشتباه به معنای تفاوت استفاده می کنند. در آثار مترجمان بزرگمان، این واژه به همین معنا استفاده شده است در حالی که توفیر معانی فراوانی دارد».
این جامعه شناس درباره فرصت های یادگیری در جامعه می گوید: «فرصت های یادگیری در جامعه ما وجود ندارند و بدتر از همه رسانه ها هستند که واژگان نادرست را به مردم آموزش می دهند. ما در ایران از نبود تقوای رسانه ای رنج می بریم. مادران، فرزندان خود را از صبح تا شب جلوی تلویزیون می نشانند و بچه ها در این رسانه واژه هایی یاد می گیرند که واژه های درستی نیستند. بخشی از رفتارهای نادرست از تلویزیون به کودکان تزریق می شود».

احساس ناایمنی در سطح عمومی
در جوامع بسته و تحت نظارت، افراد مدام زیر ذره بین داوری قرار می گیرند و مدام برای آنها حکم صادر می شود و این شرایط بر رفتارهای فردی تاثیرگذار خواهد بود.
دکتر معتمدی در این باره می گوید: «سرکوب اجتماعی، احساس ناایمنی و بی ثباتی در سطح عمومی جامعه همراه با اتخاذ روش های تهدیدآمیز از سوی نهادهای آموزشی، اجرایی و قضایی گرایش به انتقاد و عیب جویی را به صورت یک رفتار گروهی شکل می دهد. در جامعه بسته داوری کننده ( judgemental ) افراد پیوسته تحت نظارت، بررسی و داوری قرار دارند و در مورد آنان حکم صادر می شود. جزم اندیشی و قلب قوانین و مقررات موجب می شود که پیوسته افراد به دو گروه خوب یا بد، خودی و غیرخودی و برتر و کهتر و طبقه بندی های از این دست تقسیم شوند و موجبات تشدید تخاصم گروهی، تعمیق ناکامی های اجتماعی و در نتیجه افزایش احساس بی اعتمادی و ناایمنی در سطح گسترده فراهم آید. در جامعه ای تنبیه کننده که تمایل به همسان سازی گروهی دارد، تنبیه حرف اول را می زند. هیچ کس، هیچ کس را تشویق نمی کند و توانایی ها و ویژگی های مثبت و گاه منحصر به فرد مورد ستایش قرار نمی گیرد.
این گرایش عمومی دامنه خود را به گستره روابط بین فردی و جمعی نیز تعمیم می دهد».

مزاحمت های لفظی خیابانی
فرهنگ مزاحمت های لفظی خیابانی که هم اینک یک فرهنگ عمومی شده ، جزو بحث های مهم جامعه شناسی است. فرهنگ سوء رفتار با زنان و استفاده از واژگان رکیک علیه خانم ها در شهرهای بزرگ دیده می شود.وجود مردان مجرد بی ریشه و نبود نیروهای انسانی بازدارنده این وضعیت را تشدید می کند.
دکتر شیخاوندی در این باره می گوید: «برعکس در فرهنگ مردانه استفاده بعضی از الفاظ کاملا مباح است. این ویژگی با بروز محرومیت ها در جامعه تشدید می شود».
نیاز به ارتباط مناسب و عدم ارتباط مناسب نیز در این جریان سهم بسزایی دارد. دکتر قاسم زاده، در این باره می گوید: «آزارهای زبانی خیابانی دلایل خاص خودش را دارد و در شرایط عدم برقراری ارتباط این آزارها تشدید می شوند. این آزارهای زبانی با نوع نیش زبان و کنایه متفاوت است.
عده ای که مشکل ارتباطی دارند با استفاده از واژگانی که آزاردهنده است برای خانم ها مشکل ایجاد می کنند که در این مورد هم من به بحث مهارت های زندگی در کودکی اعتقاد دارم. این رفتارها در دوران کودکی باید به شکل دقیق آموزش داده شوند...»
غیر از استفاده واژگان رکیک علیه زنان، فحش و ناسزا و استفاده از واژه های نامناسب در صحبت های عادی نیز از دیگر مسائل مهم است. برای یک زندگی مدنی به اخلاق مدنی و تقوای زبانی نیاز است. واقعا زندگی بدون «تقوای زبانی» موهبتی رنج آور است و باز یاد شعر شیمورسکا می افتم:
«انگار، شکست ها و رنج های واقعی، برای ما کافی نبوده، با حرف ها کشتن همدیگر را کامل می کنیم»!