چهارشنبه 01 فروردين 1380
0 Like
مداوای اختلالات روانی،راهکار پیشگیری از جنایات
منبع: روزنامه انتخاب : شماره569 فروردین 1380
گروه حوادث: قتل، فجیع ترین رفتار خشونت آمیزی است که برخی افراد در شرایطی خاص برای دستیابی به اهداف گوناگون خود به آن متوسل می شوند.
اگرچه ارتکاب جنایت در شرایط عادی از سوی افراد مورد تایید نیست با این وجود ما همواره شاهد قتل ها و جنایات بسیاری هستیم که با انگیزه های متفاوت به وقوع می پیوندد.
با بررسی پرونده قتل ها و جنایات مختلف این نکته کاملا مشهود است که افرادی که اقدام به دیگرکشی می کنند، دچار اختلالات شخصیتی- رفتاری هستند.
اگرچه این اختلالات در وضعیت طبیعی به حدی نیست که بتوان این افراد را بیمار روانی نامید اما این بررسی های روانی در شرایط بحرانی خاص ناگهان به نقطه اوج خود می رسد و زمینه ارتکاب قتل را فراهم می کند.
حال اگر افراد در زمان های مختلف تحت آزمون های روان شناختی قرار گیرند تا در صورت مبتلا بودن به اختلالات روانی، معالجه و درمان شوند از وقوع بسیاری از جنایات پیشگیری می شود.
روز گذشته در صفحه حوادث، خبری به چاپ رساندیم مبنی بر این که مادری به دلیل اختلالات روانی، دختر خود را به قتل رساند. حال اگر این زن متهم به قتل، پیش از این تحت مداوای کامل روانی قرار می گرفت شاید هرگز چنین جنایتی رخ نمی داد.
«محمدحسین فرجاد» آسیب شناس و استاد دانشگاه، درباره این اقدام جنون آمیز مادر می گوید: بیماری این فرد را نباید «افسردگی تهاجمی» تلقی کرد زیرا او دچار اختلال روانی است که در لحظه ای خاص، جنون ادواری او به نقطه اوج خود می رسد.
وی می گوید: ما، در جامعه افراد بسیاری داریم که دچار پرخاشگری های متناوب، اضطراب های شدید و سوء ظن های پارانوئیدی هستند که باید به آنها توجه خاصی داشت.
فرجاد با تاکید بر اهمیت این موضوع می افزاید: وزارت بهداشت باید با تاسیس مراکزی این افراد را تحت نظر داشته باشد تا ما شاهد چنین مسائلی در سطح وسیع جامعه نباشیم.
این استاد دانشگاه خاطرنشان می کند: حتی مردم عادی که گاه مرتکب جرم می شوند یا احیانا ضداجتماعی هستند، باید مورد بررسی قرار گیرند و انجام آزمون تشخیص اختلال روانی- رفتاری از افراد در این زمینه بسیار موثر است.
«غلامحسین معتمدی» روانپزشک و استاد دانشگاه نیز در مورد این حادثه می گوید: مادری که اکنون در جایگاه اتهام قرار گرفته است، باید به پزشکی قانونی منتقل شود تا توسط روانشناسان مورد آزمون تست های شخصیتی و روانی که کاملا تخصصی است، قرار گیرد.
این استاد دانشگاه انجام تست های گوناگون روانشناسی بر متهمان و مجرمان را ضروری می داند و تاکید می کند: البته صرف انجام این گونه تست ها به تنهایی نمی تواند تعیین کننده و کامل باشد و افرادی که دچار اختلالات روانی هستند، باید به طور کامل تحت درمان قرار گیرند.
«معتمدی» در مورد این رخداد می افزاید: این مسئله یک اقدام دیگرکشی است و اگر افسردگی مادر، صحت داشته باشد، افسردگی آغشته به جنون است و فرد در آن دچار توهمات و هذیان هایی می شود که نتیجه آن به خودکشی یا دیگرکشی می انجامد.
این روانپزشک اظهار می کند: اگر مادر مقتول با استناد کافی سابقه بیماری وخیم روانی را داشته باشد، می توان بیماری وی را زمینه ساز قتل تلقی کرد. در غیر این صورت اگر این حمله را به صورت دوره ای انجام داده باشد، باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.
«ناصر قاسمزاد» روانشناس، در این زمینه می گوید: در ریشه یابی این قتل کاملا محرز است که مادر این دختر جوان دچار اختلال شدید روانی است.
وی پیشگیری از وقوع چنین مسائل و مشکلاتی را از وظایف مسئولان بهداشتی جامعه عنوان می کند و می افزاید: مسئولان این امر باید تلاش لازم را در زمینه تبلیغات و شناسایی مراکز خدمات مشاوره ای در بخش های مختلف به عمل آورند تا خانواده ها بیشتر به این مهم بپردازند.
«قاسمزاد» همچنین اظهار می کند: مسئله مددکار و مددکاری از جمله مسائل مهمی هستند که ما تاکنون بسیار اندک به آن توجه کرده ایم و هنوز موفق نشده ایم تا ارتباط منطقی در چارچوب قوانین اداری و اجتماعی میان این مراکز و خانواده ها از طریق بخش مددکاری ایجاد کنیم.
وی تاکید می کند، درمان قطعی برای بیماران، شیوه مناسبی نیست زیرا درمان افراد باید تا حدی ادامه پیدا کند که حتی محیط خانواده از رفتار ثانویه آنها رضایتمند باشند و این مسئله هم مجدد به مددکار و کار او بستگی دارد.
«قاسمزاد» بروز جنایات توسط برخی افراد که دچار اختلال اعصاب و روان هستند را به هزینه های سنگین درمان آنها نسبت می دهد و می گوید: از آنجا که بستری شدن این گونه بیماران در بیمارستانها همچنین مراجعه آنها به کلینیک های درمانی، هزینه سنگینی دارد، مانع از درمان کامل فرد می شود و معمولا بیماران با بهبود نسبی وارد جامعه می شوند در حالی که آنها همان آتشفشان های خاموشی هستند که ممکن است با یک حمله عصبی، موجبات ناامنی را فراهم کنند.
وی پیشنهاد می کند، زیر پوشش قرار دادن خدمان روان شناختی در قالب بیمه های تامین اجتماعی و بیمه خدمات درمانی موجب می شود مردم بتوانند از خدمات بیشتر با هزینه کمتر برخوردار شوند.
قاسمزاد می افزاید: تاسیس دفتر هماهنگی خدمات مشاوره ای، آینده خوبی به ما نوید می دهد زیرا افراد پس از گزینش از سوی این مراکز به توانمندی های خود واقف می شوند و بیشتر خود را باور می کنند.
وی می گوید: با بالا بردن سطح اطلاعات فرهنگی مردم در جهت پذیرش بیماری های متفاوت عصبی، این مسئله از بعد رخدادهای جنایی شدت کمتری پیدا می کند و دیگر هیچ کس فردی را که به روانپزشک یا مراکز روانی مراجعه و احیانا از دارو مصرف می کند ، به عنوان مجنون تلقی نخواهد کرد.