پنجشنبه 05 شهريور 1388
0 Like
ضرورت کنترل خشونت و تقویت امنیت روانی
منبع:روزنامه سرمایه : شماره1097پنجشنبه 5 شهریور 1388

 

دکترغلامحسین معتمدی : اصولاً امنیت روانی یک عامل مهم در تکوین شخصیت افراد از دوران کودکی تا بزرگی است. یکی از مشکلات عمده ای که افراد در طول زندگی با آن روبه رو هستند احساس ناامنی است. این احساس در ظاهر به شکل بیماری نیست اما به هر حال زیر بنای بسیاری از مشکلات شخصیتی، ارتباطی و عملکردی افراد را تشکیل می دهد. احساس ایمنی در دوران کودکی در خانه ای با فضای آرام و بدون تشنج و سرشار از محبت و تشویق از طرف پدر و مادر تامین می شود.

 اگر چنین فضایی نباشد فرد با احساس ناامنی روبه رو می شود که در مراحل بعدی حیات، هم ارتباط او را چه به شکل روابط نزدیک و چه به شکل روابط اجتماعی، متزلزل می کند و هم احساس تردید، دودلی و بیمناکی نسبت به شرایط بیرونی را در او دامن خواهد زد.
وجود امنیت در سطح جامعه تا حدودی نقشی مشابه آنچه  را که ذکر شد ایفا می کند. طبیعتاً اگر امنیت جامعه مختل شود در افراد علاوه بر تهدید تعادل و هماهنگی روانی و درونی احساس ترس و اضطراب نسبت به شرایط موجود و آینده در اجتماع به وجود خواهد آمد.
از این رو امنیت اجتماعی به موازات امنیت روانی و  در هماهنگی با آن تضمین کننده سلامت روانی و درونی آحاد جامعه خواهد بود. به هم خوردن امنیت اجتماعی حتی به شکل محدود چنین تاثیر نامطلوبی خواهد داشت. طبیعی است امنیت اجتماعی اگر به صورت گسترده و وسیع چنان که شاهد آن بودیم مختل شود، تاثیرات به مراتب ناگوارتری خواهد داشت. استفاده از پرخاشگری و روش های خشونت وار در سطح گسترده بار مضاعف دیگری از لحاظ روانی به خدشه دار شدن امنیت اجتماعی در سطح گسترده اضافه خواهد کرد. در رقابت های انتخاباتی حضور گسترده مردم در خیابان ها در فضایی صلح آمیز و با هدف شورانگیز کردن انتخابات ترویج و تشویق می شد اما متاسفانه بعد از انتخابات بروز خشونت در سطح خیابان ها در برخورد با همان تجمعات آرام عامل مهم دیگر پیش بینی ناپذیری را نیز به عوامل ناخوشایند ذکرشده اضافه کرد.
اصولاً وجود تردید و پیش بینی ناپذیری و برخوردهای دوگانه نسبت به یک موقعیت یکسان در سطح جامعه می تواند موجب استرس روانی شدید در افراد شود.
متاسفانه حضور احساسات، عواطف منفی و ناخوشایند به مانند زنجیری عواطف منفی دیگر را به دنبال خواهد داشت. همان طور که سیطره احساسات منفی مانند افسردگی و اضطراب مجموعه ای از عواطف منفی مانند خشم، رنجش، بدبینی، ناکامی و... را در پی خواهد داشت.
وجود جو متشنج و ملتهب در سطح اجتماع بروز احساسات منفی در حیات فردی، ارتباطی و خانوادگی افراد را نیز تشدید خواهد کرد. همان طور که گفته اند عشق، عشق می آورد و خشونت هم حاصلی جز خشونت نخواهد داشت.
در برخوردهای حرفه ای با افراد بیمار در زمانی که فشار و تسلط احساسات منفی در رفتار آنان انعکاس پیدا می کند، شناسایی ریشه این احساسات و چگونگی شکل گیری و تشدید آن به منظور تسهیل  ابراز آزادانه آن مورد نظر است و سعی می شود به کمک آموزش، احساسات و عواطف مثبت جایگزین حالات منفی شود. در سطح جامعه نیز اجتناب از خشونت نالازم و آرام سازی شرایط و فراهم آوردن موقعیت هایی که ابراز آزادانه، انطباقی و سازنده این احساسات را فراهم سازد به برقراری آرامش کمک خواهد کرد.