دوشنبه 18 مهر 1379
مثلث ازدواج موفق؛ ثبات، شادی و رضایت
منبع: روزنامه ایران:شماره 1641دوشنبه18 مهر 1379

داده های آماری هرچند گویا باشند، به تنهایی برای تحلیل، تفسیر و شناخت لایه های درونی پدیده ها و مشکلات اجتماعی کافی نیستند. در این ستون سعی داریم در کنار ارایه اطلاعات آماری دقیق، نگاه دومی نیز به مسائل داشته باشیم. ازدواج موفق وویژگی های آن بحثی است که این بار در گفت و گو با دکتر غلامحسین معتمدی، روانپزشک به آن پرداخته ایم.


ازدواج موفق به نظر شما چه ویژگی هایی دارد؟
اصولا ازدواج نزدیک ترین و پیچیده ترین نوع یک رابطه انسانی همه جانبه است و در نتیجه عواملی که در ایجاد، تداول یا ختم آن نقش دارند از زوایای گوناگون روانشناختی، بیولوژیک، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی قابل بررسی هستند. ابعاد مختلف نشان دهنده این است که عوامل بیرونی نیز در موفقیت یا شکست یک ازدواج نقش ایفا می کنند و همه چیز به مسائل درونی و رابطه بین زن و شوهر برنمی گردد. از طرف دیگر هر ازدواج و حتی هر طلاقی از نظر روانشناختی منحصر به فرد است و این موضوعی است که باید در مورد قابل پیش بینی نبودن سیر ازدواج مورد نظر قرار دهیم. با این مقدمات یک ازدواج موفق ازدواجی است که از نوعی هماهنگی و تعادل بین عواملی که گفته شد برخوردار باشد. موضوع مهم دیگر مسئله زمان است. این که درباره موفق بودن یک ازدواج چه زمانی باید قضاوت کنیم، اهمیت زیادی دارد. در حالی که می دانیم دستیابی به نوعی کیفیت ایده آل موفق چندان آسان نیست ولی باید به چند مولفه اصلی اشاره کنیم و بگوییم ازدواج موفق ازدواجی است که در آن ثبات، تداوم، شادی و رضایت وجود داشته باشد.
خوشبختی یعنی وجود شادی و رضایت که در صورت برخورداری از ثبات و تداوم به بهترین شکل زندگی را تحت پوشش قرار می دهد. اما شرایط بیرونی و درونی در تمام موارد نقش دارند. سلامت، ثبات و بلوغ شخصیتی و عاطفی زن و مرد، روشنی انتظارات آنها از ازدواج و نقش همسر و نزدیک و مشابه بودن این انتظارات، زمینه خانوادگی مشابه، وضعیت اجتماعی، طبقاتی، اقتصادی مشابه، توانایی ارضای نیازهای عاطفی، فکری و جنسی طرفین، توانایی ایجاد حس برابری و عدالت در این رابطه و وجود نوعی احترام متقابل که با رعایت هویت و استقرار شخصیتی طرف مقابل همراه است، از جمله عواملی هستند که در ایجاد و تداوم یک ازدواج موفق نقش بازی می کنند.

طرفین باید چه مواردی را برای داشتن ازدواجی موفق رعایت کنند؟
هرکس باید نقشی را که به عنوان همسر دارد، رعایت کند و باید توجه داشته باشد زمینه های خانوادگی و فرهنگی افراد متفاوت است. مسئله دیگر برقراری ارتباط است. هرچقدر ارتباط زوجین نزدیک تر و بازتر باشد و به زبان بیاید، هم در ایجاد تفاهم و شناخت و هم جلوگیری از بروز اختلاف ها موثر است. دیگر این که طرفین باید توجه داشته باشند، با هم بودن به معنی چسبنده بودن و یکی شدن آنها نیست. توجه به این که هرچقدر همسر را به عنوان موجودی مستقل بشناسیم و به او بها دهیم، او را به ما نزدیک تر می کند. شناسایی هویت و استقلال طرف به عنوان یک وجود مجزا باید صورت پذیرد. زوجین باید توجه کنند نباید کسی حاکم و دیگری محکوم باشد. این نوع ازدواج، ازدواج بیمارگونه است. قدرت باید به صورت مساوی بین زوجین تقسیم شود.

چه عواملی منجر به طلاق می شوند؟
انتخاب غلط، زمینه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متفاوت موجب طلاق می شوند. وقتی طلاق اتفاق می افتد، مهم این است که یک طلاق موفق باشد. طلاق فقط آن نیست که روی کاغذ می آید. مهمترین مسئله این است که طرفین از لحاظ عاطفی کاملا از هم جدا شوند. بعضی ها طلاق می گیرند اما طلاق و جدایی عاطفی و روانی در آنها صورت نگرفته است. درباره طلاق باید آموزش هایی صورت بگیرد. زیرا به هر حال یک واقعیت و در بعضی موارد یک راه حل است.

آیا در ازدواج های ناموفق، طلاق بهترین و تنها راه حل است؟
بستگی به اختلاف ها دارد. شاید اختلاف ها به خاطر نبود ارتباط با هم باشد که می توان با گسترش ارتباطات، اختلاف ها را حل کرد. قبل از این که طلاق انجام شود، تمام راه های تفاهم مجدد باید بررسی شود و مشاوره و ازدواج درمانی صورت گیرد. طلاق نباید مصیبت و فاجعه تلقی شود. هرقدر ازدواج نسنجیده تر و ناپخته تر باشد، طلاق ناپخته، بدون بررسی و دوراندیشی و دردناک تر است.