این عدم  دریا و ما ماهی و هستی همچو دام       ذوق دریا کی شناسد هر که در دام اوفتاد        
                                                                                                                          )مولوی( lمرگ شناسی
مولانا نیستی  را به دریا ،هستی را به دام  و ما رابه آن ماهی تشبیه می کند که در دام  زاده و افتاده و اسیر آن شده و  از شکوه و احساس رهایی در دریای بیکران بی خبر است.او تعبیر ذوق دریا را به کار می برد که در حقیقت ذوق عدم و برابر ذوق مرگ است که با شوق به آن   پهلو می زند. البته این تعبیر ریشه در تعالیم عرفانی دارد زیرا "فنا" یکی از مهم ترین مفاهیم محوری و بنیادی این قلمرو و بالاترین مرحله ی سلوک معنوی است که تنهاتعداد معدودی از عرفا به آن دست یافته اند. معهذا شناسایی ذوق عدم که در شعر مولوی به آن اشاره شده ، نشاندهنده ی اهمیّت شناخت مرگ است که در صورت امروزی آن ودر ساحت علوم موجود در  مرگ شناسی تبلور می یابد.
مرگ شناسی  یا تاناتولژی (Thanatology) عرصه ای علمی و مدرسی است که به توصیف و شناخت مرگ و مردن و ساختکارهای روان شناختی مقابله با آن ها می پردازد. به عبارت دیگر مرگ شناسی به پژوهش علمی وشناسایی موقعیت ها،شرایط و حالت های گوناگونی می پردازد که مرگ یک فرد را در بر می گیرند. لذا احوالات باز ماندگان متوّفی و نگرش های  اجتماعی نسبت به مرگ که در آئین های عزاداری منعکس می شوند نیز موضوع واکاوی مرگ شناسی هستند.به این اعتبار مرگ شناسی از مرزهای روان شناسی نیز فراتر می رود و به عنوان یک دانش سازمان یافته ی میان رشته ای مطرح می شود و با روان شناسی ، روانپزشکی ، پزشکی ، پرستاری وجامعه شناسی گره می خورد و در عین حال با فلسفه ، الهیات ، هنر ، انسان شناسی و عرصه های دیگر نیز همپوشانی پیدا می کند. بنابراین مرگ شناسان به تمام جنبه های مرگ اعم از زیستی (توقّف فرایندهای فیزیولوژیک ) ،روان شناختی (عناصر احساسی ،شناختی و رفتاری ) و اجتماعی ( تاریخی ،فرهنگی و مباحث قانونی ) می  پردازند.
به هر حال  مرگ پدیده ای چند وجهی است که بر تمام ابعاد زندگی انسان سایه می افکند و از  چشم اندازهای گوناگون قابل بررسی است. تا جایی که در عصر انفجار اطلاعات نیز می توان به تعریف و توصیف تازه ای از آن دست یافت و از نظریه مرگ اطلاعات یاد کرد که در آن مرگ غیر قابل بازگشت برابر با رسیدن به نقطه ایست که آرایش سلّولی مغز انسان از میان می رود و اطلاعات ذخیره شده رنگ می بازد. زیرا تا قبل از رسیدن به این نقطه حتی در صورت فقدان ضربان قلب تداوم زندگی به کمک تکنیک های پزشکی و ابزار های حفظ حیات امکان پذیر است.
نام تاناتولژی یا مرگ شناسی از واژه ی تاناتوس(Thanatos)برگرفته شده است.تاناتوس ترجمه لاتین و ادبی معادل یونانی آن است که در اساطیر یونان باستان با مرگ برابر بود.هزیود شاعر باستانی یونان به تاناتوس اشاره می کند و اورا برادر هیپنوس ( خواب ) و هر دو را پسران شب و تاریکی می داند. از خواهران و برادران این دو فرزند با اسامی رنج ،نابودی ، فریب ، سرزنش ، مکافات و پیری یاد می شود. فروید معتقد بود که در نهانگاه روان انسان دو غریزه بنیادی زندگی (Eros)و مرگ در چالش با یک دیگر به سر می برند و غریزه مربوط به مرگ که بعدها توسّط دیگران و نه خود فروید ، تاناتوس نامیده شد در رفتارهایی مانند هیجان طلبی ، تهاجم و خطرجویی انعکاس می یابد.
از لحاظ علمی و کاربردی مرگ شناسی بالینی  بخشی از مرگ شناسی است که به طور مشخص و هدفمند برفرایند مردن متمرکز می شود و هدف آن کاهش رنج و آلام جسمانی و روانی بیماران رو به مرگ و اعضاء خانواده و بازماندگان آن هاست. پیشرفت های تکنولوژیک پزشکی امروزه که هدف اصلی  آن ها مقابله با مرگ است و مهارت های علمی و عملی پزشکان عصر ما منحصراً جسم بیمار را مورد توجّه قرار می دهند و نیازهای روحی ، احساسی و حتی روابط و شاًن انسانی بیمار نادیده گرفته می شود. نتیجه   این رویکرد انزوای روانی و اجتماعی بیمار و غیر انسانی  و مکانیزه شدن مرگ اوست که حتی پس از مردن نیز ادامه می یابد و باز ماندگان او را هم بی نصیب نمی گذارد.مرگ شناسی بالینی با توجّه به این نقصان است که می کوشد با تغییر در انتظارات مربوط به مرگ و زندگی و تحوّل در عرضه ی خدمات پزشکی و افزایش آگاهی بر جنبه های  اجتماعی ، اقتصادی و حقوقی تجربه ی مردن در سطح  جامعه ساختار سازمان های اجتماعی مربوطه را اصلاح کند و استراتژی های مسئولانه تری را رواج دهد.
در ایران  برای نخستین بار در سال 1372 کتابی در زمینه ی مرگ شناسی به نام "انسان  و مرگ" توسط من تاًلیف شد که چاپ  دوّم آن نیز در سال 1387 در دسترس عموم قرار گرفت. در این کتاب مباحث عمده قلمرو مرگ شناسی در فصولی تحت  عناوین معانی و مفاهیم و واکنش  های هیجانی ، مرگ و رشد ،  جنبه های فرهنگی مرگ ، مرگ و  روان نژندی ها ، ملاحظات درمانی ، واکنش ماتم و خودکشی آورده شده است.پس از آن نیز در مقالات ، سخنرانی ها ، سمینارها و مصاحبه های مطبوعاتی و تلویزیونی کوشیده ام آموزش  مرگ را در ایران تبلیغ و ترویج کنم و جامعه را با مرگ شناسی و مبانی و دستاوردهای آن آشنا کنم.
در این  جا نیز در راستای مساعی ذکر شده  هدف این است که به صورت کاربردی  به برخی پرسش های اساسی مربوط به این عرصه به صورت مختصر پاسخ داده شود. البته این بخش با FAQ تارنما ها یکسان نیست زیرا آن چه اهمیّت دارد سئوالات اساسی است که معمولاً با تواتر پرسش ها ارتباط اندکی دارد.زیرا مباحثی مانند دنیای پس از مرگ ، روح ومانند آن از قلمرو مرگ شناسی خارج است و کسانی که به مباحثی از این قبیل علاقه مند هستند باید پاسخ خود رادر سایر حوزه های معرفتی مانند فلسفه ، مذهب  یا فراروانشناسی جستجو کنند. همچنین لینک  برخی از مطالب مرتبط سایت  نیز در این جا ذکر می شود.
                                                                                                                                                                                                                                                                                                         دکترغلامحسین معتمدی   



لینکهای مرتبط

 

پرسش و پاسخ:
 

گفتن یا نگفتن ، مسئله این است. آیا درصورت ابتلاء فرد به یک بیماری مهلک ، پزشک باید حقیقت را به او بگوید که مرگ درراه است یا خیر ؟

اگر کسی در حال مردن است تا چه زمانی می توان حقیقت را از او پنهان کرد؟

چه زمانی می توان گفت که فردی واقعاً در حال مردن است و وضع او چه تفاوتی با ابتلاء به یک بیماری شدید دارد؟

کودک و مرگ

 

مطالب مرتبط:

گذرگاه یک
گذرگاه دو
گذرگاه سه
گذرگاه چهار
گذرگاه پنج
گذرگاه شش
گذرگاه هفت
گذرگاه هشت
گذرگاه نه
گذرگاه ده
گذرگاه یازده
گذرگاه دوازده
گذرگاه سیزده
گذرگاه چهارده
گذرگاه پانزده