پنجشنبه 01 فروردين 1392
2 Like
بیچاره بهار...
بیچاره بهار...

 

بهاری دیگر از راه می رسد. طبیعت نفسی تازه می کند و نوزایی آن در سنّت ایرانی با شروع سال نو و نوروز افسانه ای ایرانیان همراه است. سالی می رود تا انسان ها با گوشه چشمی که به تحّول زیبا و بالنده ی طبیعت و بهار دارند با امید سالی بهتر دست به دست روزگار دهند. در مورد سال ۹۱ در یک کلام می توان گفت در بسیاری عرصه ها آن چه گذشت منفی بود.آن قدر که در آستانه ی عید می توان با صائب همزبان شد و گفت : بس که بد می گذرد زندگی اهل جهان مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند در باب سال پیش رو نیز چشم انداز چندان خوشایند نیست. اقتصاددانان بهار ۹۲ را بهار سیاه نامیده و برخی از صاحب منصبان آن را خونبار توصیف کرده اند. سیاست که مثل خوره بر تمام ارکان وجود جامعه مستولی شده همه چیز را بلعیده و بهار و آینده را نیز بی نصیب نگذاشته است. تا جایی که در کشاکش رقابت های سیاسی گروهی بهار ۹۲ را نیز از پیش مصادره کرده اند و گروهی دیگر آن را به دست سانسور سپرده اند. بیچاره بهار. نشانه های اصلی بهار را می توان نوزایی و اعتدال دانست. بهار در کنار نوزایی با شکوه جهان ، اعتدالی را به ارمغان می آورد که طبیعت را به اوج هماهنگی و زیبایی می رساند. اعتدال همان کلید واژه ی گمشده ایست که کشور ما به آن نیاز دارد. سیاست آن هم از نوع بی پدر و مادرش اعتدال را بزرگ ترین دشمن خود می داند و تیشه به ریشه ی آن می زند. امروز مهم ترین وظیفه ی هر ایرانی است که در حدّ خود بکوشد اعتدال را به جامعه باز گرداند و این بهترین درسی است که می توان از بهار گرفت. در حال حاضر عدم تعادل نه تنها در اجتماع و روابط اجتماعی بلکه در سپهر روانی و روابط بین فردی ایرانیان نیز به چشم می خورد و به بهداشت روانی افراد نیز دست درازی کرده است. پیروی از اعتدال در رفتار ، افکار و احساسات از دیر باز توسط فلاسفه و اندیشمندان توصیه شده است. در یونان باستان اعتدال یکی از فضایل عمده محسوب می شد که در آثار افلاطون و ارسطو مورد تاًکید بسیار قرار گرفته است . در تورات اعتدال فضیلتی محوری است و در انجیل نیز همراه بخشش محور تئولوژی و تنظیم منش انسان را تشکیل می دهد. در اسلام هم به همین اندازه از اعتدال ستایش شده است. در گذشته های دور روان شناسی نیز بیشتر با مطالعه ی منش ستوده و فضیلت ها سرو کار داشت. امّا متاًسفانه بعد ها بسیاری از شاخه های آن با توجه فزون تر بر ضعف ها، کاستی ها،اختلالات و بیماری ها شکل گرفت. معهذا برخی از روان شناسان همواره کوشیده اند که ویژگی های مثبت و توانایی های انسان را محور پژوهش ها و نظریه های خود قرار دهند. از این دیدگاه ، اعتدال که فرمول طلایی فلسفه محسوب می شود، در روانشناسی رشد و خودشکوفایی اهمیّتی بنیادی می یابد. روان شناسی مثبت گرا اعتدال را در ارتباط با مفهوم محوری کنترل خویشتن ( self- control) بررسی می کند. باید توجه داشت که اعتدال مفهومی گسترده و فراگیر است که ویژگی های شخصیّتی و الگوهای رفتاری خاصّی را در بر می گیرد که تقویت و پیروی از آن ها می تواند اعتدال را بر زندگی فردی و اجتماعی انسان ها حاکم کند. برخی از مهم ترین این خصلت ها عبارتند از بخشندگی و گذشت ، فروتنی و تواضع ، احتیاط و دوراندیشی و خودگردانی ( self-regulation). پرداختن به روان شناسی اعتدال با عنایت به ویژگی های ذکر شده فرصتی دیگر را می طلبد. ولی تنها نگاهی گذرا به ویژگی های فوق این پرسش اساسی را پیش رو می نهد که آیا امروزه در جغر افیای رفتار فردی و اجتماعی ما ایرانیان این ویژگی ها از جایگاه لازم خود برخوردار هستند یا نه ؟ بدون شک پیروی از آن منش فردی و سبک زندگی که زمینه های پرورش ویژگی های ذکرشده را فراهم کند همان راهی است که ما را به اعتدال می رساند تا نشان دهیم که درس خود از بهار را گرفته ایم تا هم خود را نجات دهیم و هم بهار را .