پنجشنبه 11 دي 1348
0 Like
گذرگاه یازده
 
 

گذرگاه یازده

پذیرش مرگ

دکتر غلامحسین معتمدی

پذیرش در روان شناسی به معنی شناخت و قبول یک واقعیّت،امر یا وضعیّت معمولاً ناخوشایند است، بدون آن که در برابر آن کوششی برای تغییر، مقابله یا گریز انجام گیرد. طبیعی است که هیج انسانی در برابر وقوع امری خوشایند دست به مقابله یا انکار نمی زند. امّا در برابر مرگ که به زعم برخی هولناک ترین امر وجودی است، پذیرش به آسانی به دست نمی آید. پذیرش مرگ نیز مانند انکار آن هم در واکنش انسان به فقدان و مرگ دیده می شود و یکی از مراحل مردن است و هم در نگرش های فرهنگی جوامع به چشم می خورد. پیشتر از انکار مرگ سخن گفتیم . اینک گزافه نیست اگر بگوییم تمام مساعی بشر در قالب فلسفه، مذهب، علم وهنر در اکثر موارد معطوف به یاری انسان برای شناخت و پذیرش مرگ بوده و مرگ شناسی نیز ناظر بر همین معناست. انسان در برابر دو تکلیف عمدهُ روانشناختی قرار دارد. یکی حمایت از خود در مقابل هراس از فقدان و مرگ که به مدیریت ترس و اضطراب مرگ مربوط می شود و دیگری دنبال کردن سبک زندگی مناسب و بامعنا که با مدیریت پذیرش مرگ تحقّق می یابد. خوشبختانه پذیرش مرگ بر خلاف انکار آن لزوماً در نقطهُ مقابل ترس از مرگ قرار نمی گیرد. از سوی دیگر تکالیف دوقلوی خوب مردن و خوب زیستن به خاطر رابطهُ نزدیک معنای زندگی و مرگ با هم ارتباط دارند. لذامناسب ترین راه برای انجام این دو تکلیف روان شناختی از طریق مدیریت معنا صورت می گیرد. مدیریت معنا عرصهُ کلانی است که به مدیریت فرایندهای مربوط به معنا مانند جستجوی معنا و آفرینش آن نظر دارد تا بدینوسیله بفهمیم که کیستیم و چه هویتّی داریم، ارزش ها وهدف های ما کدام است و چگونه با وجود رنج و مرگ می توانیم زندگی خوبی را بسازیم و در این راه پذیرش مرگ سنگ بنای اصلی این معماری است. حقیقت و هستی از آمیزش ذاتی مرگ و زندگی به وجود آمده است. هستی آغشتهُ نیستی است و عدم پذیرش نیستی موجب تحقیر انسان توسط مرگ می شود.از سوی دیگر نیل به پذیرش مرگ نیز مانند دستیابی یه حقیقت در انحصار جهان بینی یا آیین خاصی نیست و از راه های مختلف می توان به آن دست یافت تا هم از مسخ زندگی جلوگیری کرد و هم به مرگی شایستهُ شاًن انسان دست یافت. در زندگی فردی پذیرش مرگ مرحلهُ نهایی فرایند مردن است ولی نیل به آن همیشه ممکن نیست زیرا بسیاری از افراد از مراحل انکار یا خشم فراتر نمی روند.همچنین مرگ امکان دارد ناگهانی و نامنتظر فرارسد و زمانی برای پذیرش در کار نباشد. پذیرش مرگ سه گونه است.نخست پذیرش بی طرفانه که حاکی از برخوردی منطقی و عینی با مرگ است که آن را پایانی اجتناب ناپذیر می داند. دوّم پذیرش رهیافتی که در آن مرگ دروازه ای به جهانی دیگر و زندگی بهتر است. سوّم پذیرش گریزی که در آن انتخاب مرگ به عنوان بدیل بهتری در برابر هستی رنجباری است که آن قدر عذاب آور و ناگوار است که ارزش زیستن ندارد و به خودکشی یا بهمرگی می انجامد. نباید تصوّر کرد که وقتی کسی با مرگ خود یا فقدان عزیزی روبرو می شود، پذیرش به معنی آن است که همه چیز روبراه است . واقعیّت تلخی روی می دهد که هیچ وقت آن را دوست نداریم و نخواهیم داشت ولی یاد می گیریم که با آن زندگی کنیم. پذیرش مرحله ایست که در طول آن فرد از سرنوشت نه خشمگین و افسرده است و نه آن را انکار می کند بلکه در نهایت آن را می پذیرد.