یکشنبه 02 خرداد 1389
0 Like
روان شناسی نه
منبع:روزنامه همشهری 2/3/89

انسان ها به مناسبت زندگی در بافت جامعه درمعرض انواع گوناگون روابط اجتماعی و روابط بین فردی قرار می گیرند. این روابط باید به نوعی مدیریت شوند که سالم ، سازنده ، و انطباقی باشند تا موجبات رشد و ارتقاء افراد  فراهم گردد.
اعمال مدیریت صحیح و کارآمد روابط مستلزم برخورداری از دانش ، آگاهی و مهارت هایی است که افراد با استفاده از آن ها می توانند روابط بین فردی و اجتماعی خود را به نحوی مؤثر سازمان دهند. مهم ترین مهارت های مورد نیاز عبارتند از : مهارت خود آگاهی ، مهارت مقابله با احساسا ت ، مهارت تصمیم گیری ، مهارت تفکّر نقّادانه  ، مهارت حل مسئله و مهارت مطالبه گری یا جسارت (assertiveness ).
جسارت یا مهارت مطالبه گری که درمتون روان شناسی و روانپزشکی قاطعیت ، جرئت مندی یا جرئت ورزی نیز گفته می شود ، توانایی ابراز مستقیم ، آشکار و صادقانۀ احساسات ، افکار و نیازهای فرداست به نحوی که بدون تضییع حقوق دیگران منجربه حفظ و دفاع از حقوق خود شود. جسارت و مطالبه گری یکی از عوامل مهم تنظیم و تعادل بخشیدن به تعاملات انسانی است که امکان دستیابی به روابط صادقانه ، صمیمانه و دوستانه و درنتیجه موفقیت را بیشتر می کند و اعتماد به نفس را می افزاید.
معمولاً رفتارهای اجتماعی را به سه گروه جسورانه ، منفعلانه و پرخاشگرانه تقسیم می کنند. البته این تقسیم بندی برای سهولت فهم مطلب صورت می گیرد و گرنه رفتارهای اجتماعی بسیارپیچیده تر و    متنوع تر هستند . دررفتار پرخاشگرانه فرد با توسّل به خشونت و انواع گوناگون پرخاشگری مقاصد و نیازهای خود را ابراز و سعی می کند با تجاوز به حقوق دیگران خواسته خود را مرتفع سازد یا حق خود را بگیرد. دررفتار منفعلانه فرد با انفعال ، سکوت و تسلیم در برابر دیگران واکنش نشان می دهد و از ابراز حالات ، احساسات و نیازهای خود باز می ماند و اجازه می دهد تا حقوق او توسط دیگران پایمال شود. با رجوع به این تعاریف مشخص است که رفتار جسورانه ، مطالبه گرایانه یا قاطعانه تنها رویکرد سالم ، انطباقی و سازنده ای است که باید در روابط بین فردی و انسانی اعمال شود. انواع رفتار مطالبه گرانه عبارتند از بیان جسورانه ، درخواست جسورانه و رد جسورانه و قاطعانه یا توانایی نه گفتن که موضوع اصلی این نوشتار است .
در رد جسورانه هنگامی که از فرد درخواستی می شود که به هر دلیل مایل به پذیرش آن نیست ، او باید بتواند آن را با سادگی ، صداقت ، صراحت و آشکارا رد کند بدون آن که دستخوش احساسات و افکار منفی شود و نه گفتن را حّق خود بداند. هرکس حق دارد به خود احترام بگذارد ، دارای نظرات و عقاید شخصی باشد و آن ها را بیان کند. اولویت ها و انتخاب های خود را دنبال کند ، به دیگران بگوید مایل است چه رفتاری با او داشته باشند و درقبال چیزی که می دهد چیزی را درخواست کند . پس ما حقّ داریم که نه بگوییم بدون آن که دچار احساس گناه ، خشم یا شرم شویم و احساس خوبی هم دربارۀ نه گفتن خود داشته باشیم . درحقیقت اگر حق نه گفتن را از افراد بگیریم  آن ها را از حق اظهار نظر محروم و انتخاب های آنان را محدود کرده ایم .
کسانی که همیشه دربرابر درخواست دیگران بله می گویند غیرنواز خوانده می شوند. وضعیت کسی که درشرایطی که باید نه گفته شود . بله می گوید از دو حالت خارج نیست . یا اصلاً نمی داند که باید نه بگوید و یا می داند امّا توانایی نه گفتن را ندارد.درحالت اوّل با نوعی ناآگاهی روبرو هستیم که فرد حتی از افکار ، احساسات و نیازهای خود آگاه نیست و بر شرایط خود اشراف ندارد. در حقیقت فردی منفعل ، دنباله رو و وابسته است که مانند برده ای تسلیم نظریات و خواسته های دیگران می شود و مورد سوء استفاده قرار می گیرد. حالت دوّم که مورد بحث ماست ، وضعیت کسی است که می داند باید نه بگوید ولی توانایی آن را ندارد و از این بابت رنج می برد و احساسات منفی را تجربه می کند.
حال باید دید علل این امر چیستند و چرا بعضی ها در رد درخواست دیگران مشکل دارند . عدم توانایی  نه گفتن به دلایل مختلف و در شرایط گوناگون روی می دهد . ترس از دست دادن یک رابطه یا یک فرد از جملۀ این عوامل است . گاه فرد آنقدر کمرو و خجالتی است که نمی تواند نه بگوید و گاه به دلیل آن که پس از نه گفتن دستخوش احساس گناه ، اضطراب یا شرم می شود از این کار سرباز می زند. بعضی ها به فداکاری دائمی و بدون دلیل در حق دیگران عادت کرده اند و برخی هنگامی که مورد درخواستی قرار    می گیرند فکر می کنند موهبتی به آن ها اعطاء شده است یا احساس مهم بودن می کنند . میل به راضی کردن دیگران ، کسب تأئید از غیر و تمایل به خوب جلوه کردن از عوامل دیگر غیرنوازی  است . بعضی ها هم اصلاً بدون آن که درخواستی از آن ها شده باشد یا مسئولیتی داشته باشند به صورتی مبالغه آمیز به دیگران محبّت می کنند یا خدمتی انجام می دهند و دردام بله گفتن به هر قیمتی می افتند.
اکثر موارد ذکر شده ناشی از باورهای غلطی است که درذهن فرد وجود دارند. دربسیاری از موارد تداوم و حضور پررنگ این باورها و رفتارها نشان دهندۀ ریشۀ عمیق آنها در شخصیت افراد است . به عبارت دیگربذر غیر نوازی در کودکی فرد توسط والدینی کاشته می شود که به کودک یا د می دهند که درصورتی می تواند از عشق مشروط آنان بهره مند شود که به طور نامشروط از آن ها اطاعت کند. به این ترتیب پیامی ناخود آگاه به کودک ارسال می شود که تنها راه احساس ارزش کردن و مورد تأئید واقع شدن پاسخ مثبت به خواسته های دیگران است . لذا اعتماد به نفس کودک رشد نمی کند و استحکام       نمی یابد و از جسارت لازم برای تجربۀ آزادانۀ دنیای درون  و بیرون بی بهره می ماند و مرزهای سالم روابط رعایت نمی شوند . مرز سالم در روابط فضا و حریمی است که به فرد احساس امنیت و ایمنی  می دهد . این فضا در غیر نوازان شکل نمی گیرد و مرز خود و دیگران تشخّص نمی یابد. کودک شخصیتی منفعل و وابسته پیدا می کند و والدین الگویی برای او می شوند تا در بزرگسالی هم پیوسته فکر کند که اگر موجبات رضایت و خشنودی دیگران را فراهم نکند ، دیگران او را دوست نخواهد داشت . غیر نوازان فاقد یک منبع ارزش گذاری درونی برای داوری در باب ارزش اعمال خود هستند و ارزش گذاری آنان پیوسته باید توسط دیگران صورت گیرد.
عدم توانایی نه گفتن علاوه بر تخریب روابط شخصیت پی آمد های منفی دیگری نیز دارد. اولاً موجب اتلاف وقت و از دست رفتن زمان می شود. زمان مهم ترین سرمایه ماست. لحظه ها و ثانیه های زندگی ارزش لذت بردن ، استفادۀ بهینه و رضایت بخش و برنامه ر یزی های مفید و سازنده را دارند و نباید آن ها را تباه کرد. مدیریت زمان یکی از مهارت هایی است که در دنیای امروز به کار گیری آن برای پیشبرد یک زندگی موفقیت آمیز ضروری است . با نگفتن نه ما این زمان محدود را به دیگران اختصاص و آن را از دست می دهیم و از پی گیری برنامه ها ، اهداف و اولویت های زندگی خود باز می مانیم . تکرّر زیاد این امر سبب می شود شمار زیادی کارهای نا لازم در زندگی ما انباشته شود و مارا با احساس کمبود وقت روبرو کند که به خودی خود منشاء ایجاد استرس ، اضطراب و تشدید نگرانی است .
ثانیاً آری گفتن به همه موجب می شود تا تأمین خواسته های دیگران برارضاء نیازها و تحقق برنامه ها و اهداف ما اولویت پیدا کند . به این ترتیب ما عملاً از زندگی بازداشته می شویم چون برنامه ها و اهداف خود را دنبال نمی کنیم و درنهایت اشراف و آگاهی خود بر زندگی را از دست می دهیم و کنترلی برآن نخواهیم داشت . ثالثاً وقتی می دانیم که باید نه بگوییم و آری می گوییم احساس خوبی پیدا  نمی کنیم و از خودمان ناراضی  هستیم که چرا شهامت لازم برای رد درخواست دیگری را نداشته ایم و دستخوش اضطراب ، افسردگی و سایر حس های منفی می شویم و به اصطلاح اعصابمان خرد می شود. خود خوری می کنیم ، تحقیر می شویم و حتی فکر می کنیم سرمان کلاه رفته است ولی جرئت و توانایی دفاع از خود را نداریم . تجمّع این احساسات منفی منجر به انواع آسیب های روحی و بیماری های روان تنی می شود.
پی آمد منفی چهارم این است که دربسیاری از موارد درخواست های دیگران مبتنی بر سوء استفاده ازافراد است و روابط توأم با سوء استفاده دراشکال گوناگون آن جهنمی است که افراد برای خود تدارک می بینند و درنهایت شخصیت و زندگی آنان را تباه می کند. و بالاخره در پاره ای از موارد عدم توانایی برای نه گفتن می تواند پی آمدهای بسیار خطرناک داشته باشد. همیشه در صفحه حوادث روزنامه ها  داستان گروه های تبه کار و بزه کار را می خوانیم که برخی افراد منفعل ، وابسته و دنباله رو عضو این گروه ها شده ودست به تبهکاری و جنایت زده اند چون توانایی تمرد از دستورات رهبر گروه را      نداشته اند. یا دربسیاری از موارد کسانی که نتوانسته اند در مجلسی دوستانه درخواست دوست خود را جهت مصرف ماده ای رد کنند آلوده به مواد مخدر شده اند.
پس می توان گفت عدم توانایی در ردّ جسورانه درخواست های دیگران در موارد لازم به معنی حرکت درمسیری است که مارا از رشد و خودشکوفائی و نیل به جامعیت و تمامیت وجود خود باز می دارد. در حقیقت وقتی ما به دیگران بله می گوییم به خودمان نه گفته ایم و این روند باید معکوس شود . یعنی باید پاسخ به خودمان آری و به دیگران نه باشد . نمی شود نگران همه چیز و همه کس بود جز خود . با گفتن یک کلمۀ ساده و دو حرفی نه می توانیم از پی آمد های منفی ذکر شده اجتناب کنیم و با استفاده بهینه از زمان ، زندگی ، اهداف و آرزوهای خود را پی بگیریم ، منابع استرس را کاهش دهیم ، اعتماد به نفس خود را استحکام بخشیم و بر احتمال موفقیت در زندگی بیفزاییم .
نه کلمۀ ساده ای است ولی به کاربردن آن چندان ساده نیست . درحقیقت نه گفتن عمل ظریف و حساسی است و باید درست انجام شود و چگونگی انجام آن مهم است . در وهلۀ اوّل باید به اصول مهارت      مطالبه گری و جسارت که پیشتر ذکر شد توجّه داشت یعنی رد جسورانه باید صریح ، روشن ، آشکار ، صادقانه و توأم با حفظ احترام و حقوق دیگران صورت گیرد. کسی که همیشه در برابر خواست های دیگران بله می گوید و حالا می خواهد نه گفتن را جایگزین آن کند نیاز به تمرین دارد . تمرین نه گفتن ، تمرین آری نگفتن و به تدریج تمرین درخواست کردن از دیگران . این تمرین ها باید مبتنی بر یک چهارچوب نظری صورت گیرد که آگاهی و اشراف فرد بر آن اساس شکل گرفته باشد . به عبارت دیگر در وهلۀ اوّل فرد باید از مهارت خود آگاهی برخوردار باشد تا نسبت به افکار ، احساسات ، نیازها ، برنامه ها ، آرزوها ، محدودیت ها و توانایی های خود اشراف داشته باشد و باورها و افکار خود را به نحوی منطقی و مستدل تنظیم کند . تغییر باورها و انتظارات غلط و غیر واقعی پیش شرط بروز رفتار جسورانه و مطالبه گرانه است . مثلاً اگر کسی فکر می کند نپذیرفتن درخواست دیگران فاجعه است و پی آمد منفی دارد باید این تصور را تغییر دهد . یا اگر دیگری می اندیشد که تنها راه به دست آوردن تأئید ، محبت ، احترام و عشق دیگران پاسخ مثبت دادن به خواست های آنان است باید از این باور دست بکشد .
نه گفتن را باید از موقعیت های آسان تر و با افرادی که راحت تر هستیم آغاز کنیم و به تدریج آن را به شرایط دشوارتر و اشخاص دورتر تعمیم دهیم . نه باید قاطع ، محکم ، کوتاه و صادقانه باشد و با استفاده از ضمیر  " من  "  و تکیه و تأکید برآن صورت گیرد . از افعالی استفاده شود که نشان دهندۀ جدیت است مانند من تصمیم دارم ............   من می خواهم ...... یا من نمی خواهم این کار را بکنم و با اعتماد به نفس و عاری از تردید ، شک و دودلی بیان شود. نه باید محترمانه ، صادقانه و واقعی جلوه کند و گستاخی و پرخاشگری را نباید با مطالبه گری و جسارت اشتباه گرفت . بیان نه نباید همراه عذر و بهانه یا ابراز تأسف باشد . نه گفتن باید به صورت مستقیم و بدون توسّل به رفتارهای  حاشیه ای صورت گیرد. اگر در موقعیتی بودید که دادن پاسخ صریح دشواراست باید جواب قطعی را به تأخیر انداخت و مثلاً گفت دراین باره فکر خواهم کرد. اگر پس از نه گفتن بازهم طرف مقابل اصرار ورزید شما نیز باید بر پاسخ منفی خود پافشاری کنید. ملازم های غیر کلامی باید در هماهنگی با بیان کلامی نه باشد . یعنی باید با تن صدای قاطعانه ، مصمّم و بدون ارزش درحالی که سر رو به بالا و بدن مستقیم است و تماس چشمی مستقیم با مخاطب برقرار است و با بیان کلامی به شرحی که ذکر شده نه گفت .  
در پایان باید توجه داشت مسئولیت ناپذیری عمیقی که در جامعه ما نیز کم دیده نمی شود موجب آن است که برخی از افراد حتی وظایف عادی شغلی یا خانوادگی خود را نیز انجام ندهند و درپاسخ به ارباب رجوع یا در رابطه فردی نه گفتن ورد زبان آن ها باشد.بدیهی است آن چه گفته شد در مورد کسانی است که درروابط خود با دیگران توانایی نه گفتن را ندارند و از این بابت ضربه می خورند و ربطی به منفی بافی و نفی گرایی اشخاص ندارد که جز نه چیزی نمی گویند و چه بسا به دیگران ضربه هم می زنند.


                                                                             دکتر غلامحسین معتمدی
                                                                                       روانپزشک