شنبه 19 تير 1389
0 Like
واکنش ماتم
منبع:سایت http://www.khabaronline.ir/guest-251.aspx

 

 

                             گردش  آسمان   دایره وار                               گاه  آرد خزان و  گاه  بهار
                             دیده ای را زند ز انده نیش                              جگری را خلد زمرگی خوار
 
                                                                                                              (مسعود سعد سلمان)


 مرگ افراد مورد علاقه از دردناک ترین تجربه های زندگی است و منجر به بروز حالتی در بازماندگان می شود که آن را واکنش ماتم می نامند. این واکنش تأثیرات متنوعی بر زندگی بازمانده دارد و دامنه وسیعی از احساس ها، تجربه های جسمانی، رفتارها و حالت های ذهنی را در بر می گیرد. مرگ عزیزان یکی از عوامل اصلی بروز استرس است و در پژوهش ها اکثراً مرگ عضوی از اعضا‌‌ء خانواده از مهم ترین علل بروز ترس و اضطراب دانسته شده است. رفع ماتم یا پشت سر گذاشتن آن نیازمند گذشت زمان و طی مراحلی است که در طول آن ها فرد باید حالت های درونی خود را به طور کامل و آزادانه ابراز و بیان کند.
 در روان شناسی ماتم و کاربرد اصطلاحات آن باید از یک سو میان ماتم، داغدیدگی و عزاداری تفاوت قائل شد و از سوی دیگر به تمایز میان ماتم بهنجار و ماتم نا بهنجار توجه داشت.
 اصولاً در برابر هر فقدانی ماتمی وجود دارد و از دست دادن هر چیز مورد علاقه ای موجب بروز ماتم می شود. اما واکنش ماتم به طور مشخص در برابر فقدان عزیزی از دست رفته ایجاد می شود که در شکل بهنجار خود پس از طی زمانی مشخص و بروز حالت هایی شناخته شده رفع می شود و فرد مجدداً به زندگی باز می گردد و فعالیت هایش را از سر می گیرد.
 تظاهرات واکنش ماتم بهنجار در چهار گروه احساسات، احساس های جسمانی، حالت های ذهنی و رفتارها طبقه بندی می شوند. احساسات شایع عبارتند از غمگینی، خشم، اضطراب، تنهایی، خستگی، شوک، بی یاوری، رهایی و تسکین. احساس های جسمانی شایع در میان تمام اندام ها و اعضاء بدن دیده می شود مانند احساس فشار در گلو یا سینه، فقدان نیرو، ضعف عضلات، خشکی دهان و ... حالت های ذهنی که گاه ثابت و پایدار و گاه زودگذر و ناپایدارند عبارتند از: ناباوری، گیجی اشتغال ذهنی با افکار مربوط به متوفی، احساس حضور او و توهمات به صورت دیدن متوفی یاشنیدن صدای او و بالاخره رفتارهای شایعی که در دوره ماتم زدگی به چشم می خورد از این قرارند: اختلال خواب، اختلال اشتها، وازدگی اجتماعی، رویاهای مربوط به متوفی، آه کشیدن و گریستن و جستجو و فراخواندن فرد از دست رفته.
 واکنش ماتم بهنجار را می توان به صورت مراحل مشخصی درنظر گرفت که بازمانده با طی این مراحل در طول زمان ماتم را پشت سر می گذارد و به حل یا رفع آن نائل می شود. این مراحل به ترتیب عبارتند از: اعتراض و کرختی، طلب کردن متوفی، درماندگی و سرانجام سازمان دهی مجدد که از طریق آن بازمانده با شرایط جدید انطباق و سازگاری پیدا می کند و با برقراری مجدد روابط فردی و اجتماعی به زندگی باز می گردد.
 برخی از صاحب نظران معتقدند به جای مراحل ماتم باید از تکالیف ماتم استفاده کنیم. تأکید بر واژه تکلیف نشان دهنده آن است که خود فرد ماتم دار و سوگوار نیز باید به طور فعال و با استفاده از کوشش آگاهانه خود به مقابله با فقدان و ماتم ناشی از آن بپردازد. براین مبنا چهار تکلیف مشخص شده اند که تکلیف اول یا گام نخست پذیرش واقعیت فقدان است که بدون آن ادامه راه امکان پذیر نیست. در میان سوکواران به طور شایع دیده می شود که برخی حتی واقعیت مرگ متوفی را منکر می شوند و یامعنای آن را تحریف می کنند. تکلیف دوم تجربه کامل درد ماتم است. شناخت، احساس و ابراز درد ماتم ضروری است. باید این درد راچشید و کشید. سرکوب این درد و جلوگیری از ابراز آزادانه آن که متأسفانه گاه توسط جامعه نیز تقویت می شود منجر به بروز انواع نشانه های غیر انطباقی و رفتارهای انحرافی می شود و سرانجام زمینه را برای بروز واکنش ماتم نابهنجار و بیمارگونه آماده خواهد کرد. باید ماتم راپذیرفت و به خاطر آن گریست و به درد فقدان اجازه داد که ما را دربرگیرد و از ابراز آزادانه حالت ها و تألمات جلوگیری نکرد.
 تکلیف سوم انطباق و سازگاری با محیط در غیاب متوفی است. در این جا شناسایی شرایط تغییر یافته، تعریف مجدد هدف های زندگی و تجدید نظر در الگوهای ارتباطی ضروری است. و بالاخره تکلیف چهارم در انفصال انرژی عاطفی از متوفی و به کار انداختن مجدد آن در رابطه ای دیگر خلاصه می شود. به عبارت دیگر نباید عشق و دوست داشتن را هم همراه عزیز از دست رفته به خاک سپرد بلکه به تدریج باید به دوست داشتن دیگران اندیشید و عمل کرد و پیوندهای عاطفی جدید را جانشین پیوند از دست رفته کرد.
 واکنش ماتم نابهنجار از دردناک ترین تجربه های بشری است که علاوه بر خود ماتم رنج مضاعفی را بر صاحب آن تحمیل می کند. این نوع که به اشکال گوناگون ظاهر می شود نام های دیگری هم دارد مانند ماتم بیمارگون، حل نشده، برآمیخته، مزمن، تأخیر یافته و مفرط. برخی از صاحب نظران بسیاری از اختلالات جسمی و روانپزشکی را اشکال پنهان شده واکنش ماتم می دانند.
 واکنش ماتم نابهنجار گاه خود را به شکل فقدان ماتم نشان می دهد. یعنی فرد هیچ یک از علائم ماتم را نشان نمی دهد. البته این حالت چندان شایع نیست و در مقابل باید از شایع ترین شکل واکنش ماتم نابهنجار یعنی واکنش ماتم مزمن نام برد که در آن نشانه ها شدیدتر از ماتم طبیعی هستند و برای مدت های طولانی باقی می مانند. در واکنش ماتم تأخیر یافته مدت ها پس از وقوع مرگ یا فقدان متوفی تازه واکنش ماتم ظاهر می شود. واکنش ماتم مفرط به شکل اضطراب و فوبی به چشم می خورد و در واکنش ماتم مبدل به جای نشانه های ماتم با علائم جسمانی یا رفتارهای غیر انطباقی روبرو هستیم. باید توجه داشت که بروز هریک از انواع واکنش ماتم نابهنجار دلایل مشخصی دارد که با شخصیت بازمانده، نوع روابط او با متوفی، شرایط بروز و وقوع مرگ و عوامل ضمنی دیگر مرتبط است. شناسایی فردی که با ماتم نابهنجار دست و پنجه نرم می کند براساس برخی کلیدهای تشخیصی توسط روانپزشک امکان پذیر است.
 چگونگی شکل گیری و بروز ماتم در هر فرد خاص خود اوست که ریشه آن را باید در تجارب اولیه زندگی او جستجو کرد. مهم ترین عامل در زندگی نوزاد دلبستگی و تعلق او به مادر یا جانشین وی است که تظاهر بیرونی آن وابستگی است. چگونگی رویارویی کودک با جدایی ها، گسستگی پیوندها با مادر چه به صورت موقت و چه به شکل دائمی ظرفیت آتی او برای مقابله با فقدان و محرومیت ها و چگونگی واکنش های بعدی او را مشخص می کند. تجارب اولیه ناخوشایند زمینه را برای بروز واکنش های نابهنجار بعدی از جمله واکنش ماتم نابهنجار فراهم می کند.
 هرچند برای طول مدت واکنش ماتم زمان هایی مشخص مانند 6 ماه، یکسال یا دوسال ذکر می شود اما در حقیقت تعیین خاتمه ماتم به آسانی امکان پذیر نیست. طول ماتم با چگونگی و میزان نزدیکی بازمانده با متوفی نسبت دارد. اگر بازمانده بتواند به راحتی درباره متوفی فکر یا صحبت کند بدون آن که دچار انفجار احساسی شود یا افکار خود را دردناک بیابد می توان گفت که فرد به خاتمه ماتم نزدیک شده است. علاوه بر بعضی از عواملی که ذکر شد یک سری عوامل دیگر هم هستند که وجود آن ها حاکی از این است که فرد واکنش ماتمی طولانی را پیش رو دارد که به احتمال زیاد به شکل نابهنجار تظاهر پیدا خواهد کرد.
 باید به نوع دیگری از ماتم نیز اشاره کرد که ماتم انتظاری خوانده می شود. در این جا واکنش ماتم پیش از وقوع فقدانی اجتناب ناپذیر به وجود می آید. مثلاً وقتی با بیماری سرطانی روبرو هستیم که مرگ او حتمی است و دورانی طولانی باید سپری شود تا مرگ فرا رسد. در این حالت ماتم از پیش به وجود می آید و به منزله نوعی تمرین روان شناختی مرگ قریب الوقوع است که به اعضاء خانواده بیمار امکان می دهد تا تشویش حاصل از فقدان آتی را تجربه کنند و با آمادگی بیشتری با مرگ روبرو شوند.
 خوشبختانه امروزه برای کمک به کسانی که دوران ماتم را سپری می کنند یا افرادی که مبتلا به واکنش ماتم نابهنجار شده اند کمک های حرفه ای در قالب خدمات مشاوره ای و ماتم درمانی ارائه می شود. خدمات مشاوره ای برای تسهیل ابراز حالات و احساسات مربوط به واکنش ماتم بهنجار است که همراه کمک به مراجع جهت انجام تکالیف ماتم داری در یک چهارچوب زمانی مشخص صورت می گیرد.
 اصول خدمات مشاوره ای بر مبانی زیر بنا شده است: کمک به بازمانده برای واقعیت بخشیدن به فقدان، کمک به او برای شناسایی و ابراز احساسات، کمک به وی برای زیستن بدون متوفی، تسهیل ترک عاطفی متوفی، تعبیر رفتارهای بهنجار موجود در واکنش ماتم، شناسایی و تأکید بر تفاوت های فردی، ارائه و تداوم حمایت حرفه ای و ارزیابی و شناسایی ساختکارهای دفاعی و شیوه های مقابله ای فرد.
 در ماتم درمانی هدف شناسایی و رفع تعارضات و کشمکش های درونی مربوط به جدایی است  که مانع انجام تکالیف ماتم داری می شود. تعارض زمینه ای هرچقدر عمیق تر و شدیدتر باشد کار مشکل تر است. ماتم درمانی اسلوب های ویژه خاص خود را دارد و در طول آن درمانگر با توجه به انواع ماتم نابهنجار و نمایه های تشخیصی آن دست به درمان می زند.