دوشنبه 08 شهريور 1389
0 Like
روانشناسی ماتم
منبع : روزنامه همشهری شماره 5207 دوشنبه 8 شهریور 1389

ماتم اوج اندوه انسانی است، بهایی است که باید به خاطر دوست داشتن پرداخت. دوست داشتن و ماتم دو روی یک سکه اند زیرا هرآن چه که به آن دل می بندیم، هر لحظه ممکن است از دست برود. هر عشقی را مرگی و هر مرگی را ماتمی از پی است.
 اصولاً در برابر هر فقدانی ماتمی وجود دارد و از دست دادن هر چیز مورد علاقه ای موجب بروز ماتم می شود. اما واکنش ماتم به طور مشخص در برابر فقدان عزیزی از دست رفته ایجاد می شود که در شکل بهنجار خود پس از طی زمانی مشخص و بروز حالت هایی شناخته شده رفع می شود و فرد مجدداً به زندگی باز می گردد و فعالیت هایش را از سر می گیرد.امّا واکنش ماتم در شکل نابهنجارخود از دردناک ترین تجربه های بشری است که علاوه بر خود ماتم رنج مضاعفی را بر صاحب آن تحمیل می کند.
واکنش ماتم بهنجار
 به طور کلی از دست دادن هر چیزی که مورد علاقه است موجب بروز ماتم می شود. موضوع مورد علاقه می تواند شامل افراد، اشیاء، پول، روابط و حتی تصورات ذهنی با ارزش باشد. اما واکنش ماتم به طور اختصاصی به فرایندی اطلاق می شود که پس از فقدان فردی مورد علاقه به وجود می آید و شامل دامنه وسیعی از احساس ها، تجربه های جسمانی، رفتارها و حالات ذهنی است که در مجموع واکنش ماتم را تشکیل می دهند.
 واکنش ماتم به التیام یافتن زخم شبیه است، التیامی که در هر دو حالت و در قلمرو جسم و روان برای بازگشت ارگانیسم به حالت تعادل حیاتی ضروری است و نیاز به گذشت زمان دارد. التیام جسمی یا روحی می تواند منجر به عملکرد کامل یا نزدیک به کامل ارگانیسم شود. این التیام  می تواند کامل یا ناقص و ناکامل باشد و به ماتم بهنجار یا نابهنجار منجر شود.
 برای آنکه بتوان توصیف بهنجار را در مورد واکنش ماتم به کار برد، فرد داغ دیده باید مراحل بخصوصی را طی کند و تکالیف مشخصی را به انجام رساند. وجود هرگونه اختلال در سپری کردن مراحل و یا انجام دادن تکالیف ذکر شده به هر دلیل موجب بروز واکنش ماتم نابهنجار می شود .
تظاهرات واکنش ماتم
 تظاهرات واکنش ماتم در چهار گروه احساسات، احساس های جسمانی، حالات ذهنی و رفتارها گنجانده می شوند.
1- احساسات
غمگینی: غمگینی شایع ترین احساس موجود در عزاداری است که اغلب با اشک ریختن همراه است.
خشم: احساس خشم غالباً پس از وقوع فقدان به وجود می آید. خشم یکی از گیج کننده ترین احساساتی است که بازمانده تجربه می کند و سرچشمه بسیاری از مشکلات بعدی در روند ماتمداری است. مثلاً خشم زنی که همسرش بر اثر سرطان جان سپرده است، نسبت به او غیر معقول به نظر می رسد، زیرا متوفی در بروز سرطان و وقوع مرگ نقشی نداشته است. اما در حقیقت زن به خاطر آنکه همسرش او را ترک کرده خشمگین است. اگر احساس خشم آنطور که باید مورد شناسایی قرار نگیرد منجر به بروز واکنش ماتم نابهنجار خواهد شد. شناسایی خشم فرد عزادار و هدایت آن به سوی متوفی ضروری است.
احساس گناه و سرزنش خویشتن: احساس گناه و سرزنش خویشتن از تجربه های شایع بازماندگان است. احساس گناه متوجه رخدادها یا موارد غفلت خیالی و واقعی در طول مردن متوفی است. مثلاً اینکه اگر زودتر بیمار را به بیمارستان می بردند نجات می یافت یا اینکه با او به اندازه کافی مهربان نبوده اند و مواردی از این قبیل، لذا غالباً احساس گناه غیر منطقی است و با واقعیت ارتباطی ندارد.
اضطراب: اضطراب از احساس خفیف نا ایمنی تا حملات شدید وحشت زدگی و اشکال پایدار و مقاوم اضطراب تنوع می یابد. اضطراب شدید نشان دهنده وجود یک واکنش ماتم نابهنجار است. اضطراب از دو منشأ به وجود می آید. اول آنکه بازمانده می ترسد که بدون متوفی قادر به حفظ خویش و اتکا به خود نباشد. ثانیاً در ارتباط با افزایش آگاهی از مرگ شخصی خود اضطراب ظاهر می شود، زیرا آگاهی از میرایی خویش بامرگ فردی مورد علاقه افزایش می یابد تا جائی که چنین اضطرابی می تواند در نهایت تبدیل به هراس یا فوبی شود.
تنهایی: غالباً بازماندگان از تنهایی شاکی هستند بخصوص کسانی که همسر خود را از دست داده اند و رابطه ای نزدیک با او داشته اند.
خستگی: خستگی اکثراً در بازماندگان دیده می شود که اشکال متنوعی مانند بی احساسی و بی حالی دارد.
بی یاوری: بی یاوری بخصوص در مراحل اولیه فقدان و در مواردی همراه با اضطراب ظاهر می گردد. این احساس در بیوه ها بیشتر دیده می شود.
شوک: حالت شوک بیشتر در موارد وقوع مرگهای ناگهانی و تصادفی رخ می دهد. ولی مواردی نیز در هنگام شنیدن خبر مرگ مورد انتظار مشاهده شده است.
طلب کردن: طلب کردن متوفی واکنشی عادی در برابر فقدان است و از میان رفتن آن گاه نشانه پایان عزاداری است.
رهایی: در مواردی که متوفی در زندگی بازمانده نقشی سلطه گرانه داشته است، بازمانده احساس رهایی می کند، احساسی که در ابتدا بسیار ناراحت کننده است اما هنگامی که به عنوان پاسخی به هنجار در برابر وضعیتی تغییر یافته پذیرفته شود نقشی مثبت خواهد داشت.
تسکین: گاه بازمانده پس از مرگ متوفی احساس تسکین و آرامش می کند بخصوص اگر او از یک بیماری دردناک و طولانی در رنج بوده است.
کرختی و بی حسی: این حالت در حقیقت به فقدان هرگونه احساسی اطلاق می شود. کرختی اغلب در مراحل اولیه فقدان مثلاً پس از شنیدن خبر مرگ به وجود می آید. در حقیقت حالتی دفاعی در برابر فشار احساسات گوناگون رنج آور است که موقتاً فرد را در برابر سیل این احساسات محافظت می کند.
 هیچ یک از احساساتی که ذکر شد بیمارگونه و مرضی محسوب نمی شود و ممکن است هریک از آنها در واکنش ماتم بهنجار رخ دهد. اما شدت بیش از اندازه و مدت بسیار طولانی این احساس ها می تواند نشان دهنده وجود واکنش ماتم نابهنجار باشد.

2- احساس های جسمانی
احساسهای جسمانی شایعی که در طول واکنش ماتم تجربه می شود از این قرار است: پوکی و میان تهی بودن معده، فشار در سینه، فشار در گلو، حساسیت بیش از اندازه به سر و صدا، ضیق نفس، ضعف عضلات، فقدان نیرو و خشکی دهان. در بسیاری از موارد فرد به خاطر بروز علائم جسمانی فوق به پزشک مراجعه می کند.
3- حالات ذهنی
واکنش ماتم با الگوهای ذهنی و فکری متفاوتی مشخص می شود :
ناباوری: ناباوری نخستین حالتی است که پس از شنیدن خبر مرگ به وجود می آید. بخصوص اگر مرگ به طور ناگهانی رخ داده باشد.
گیجی: حالت گیجی به بی نظمی و دشواری در تمرکز افکار منجر می شود و در مراحل اولیه واکنش ماتم ظاهر می گردد.
اشتغال ذهنی: اشتغال ذهنی وسواس گونه با افکار مربوط به متوفی بخصوص چگونگی باز یافتن او در واکنش ماتم دیده می شود.
احساس حضور: ممکن است فرد سوگوار فکر کند که متوفی هنوز به صورتی در زمان و مکان فعلی حضور دارد. این حالت معمولاً بلافاصله پس از مرگ شایع تر است و در ارتباط نزدیک بااحساس طلب کردن متوفی است.
توهمات: شنیدن صدای متوفی یا دیدن او به صورت توهم شنوایی یا بینایی تجربه شایعی در میان سوکواران است که معمولاً در چند هفته اول به صورت گذرا دیده می شود و نباید آن را علامتی از ظهور بعدی واکنش ماتم نابهنجار دانست.

4- رفتارها
اختلال خواب: اختلال خواب به صورت دشواری در به خواب رفتن یا زود بیدار شدن در مراحل اولیه واکنش ماتم دیده می شود که معمولاً خود به خود بهبود می یابد و به ندرت نیازمند درمان است.
اختلال اشتها: اختلال اشتها حتی در حیوانات ماتمزده نیز دیده می شود. در انسان کم اشتهایی شایع تر است ولی موارد پرخوری نیز وجود دارد.
رفتارهای ناشی از پریشان خیالی: گیجی و پریشان خیالی که پس از فقدان های با اهمیت روی می دهد و معمولاً خود بخود اصلاح می گردد.
وازدگی اجتماعی: تمایل به کناره گیری از سایر افراد و یا برخی فعالیت ها مانند تماشای تلویزیون و مطالعه گاه در میان سوکواران دیده می شود که حالتی کوتاه مدت است و خودبخود برطرف می گردد.
رویاهای مربوط به متوفی: رویاهای عادی و خوشایند و یا کابوس های تشویش آفرین درباره متوفی در دوران ماتم شایع است.
اجتناب از یادگارهای متوفی: گاه بازمانده می کوشد که به سرعت خود را از هرآنچه یاد آور خاطرات متوفی است خلاص کند تا جائی که حتی سعی می کند که هرچه سریع تر جسد را نیز دفن کند. این حالت رفتاری سالم و بهنجار محسوب نمی گردد و اغلب نشان دهنده وجود رابطه ای دو سوگرا با متوفی است که منجر به بروز واکنش ماتم نابهنجار خواهد شد.
جستجو و فراخواندن متوفی: فراخواندن متوفی در ارتباط با رفتار جستجوگرانه است. بازمانده نام متوفی را بر زبان می آورد و از او می خواهد که بازگردد.
آه کشیدن: آه کشیدن معمولاً همراه با ضیق نفس ظاهر می گردد.
گریستن: گفته می شود گریستن توانایی بالقوه تسکین بخشیدن را داراست. فشار روحی موجب عدم تعادل شیمیایی بدن می شود و برخی از پژوهشگران بر این باورند که اشک می تواند مواد سمی را خارج کند و برقراری تعادل حیاتی بدن را تامین سازد.
حمل اشیا یا ذخیره کردن اشیای متعلق به متوفی و دیار مکان هایی که بازمانده را به یاد متوفی می اندازد: این حالت ها درست برعکس رفتار اجتناب از یادگارهای متوفی است که در پشت آنها ترس از دست دادن خاطره های متوفی و پیوند با او پنهان شده است.
مراحل و تکالیف ماتمداری
 از آنجا که واکنش ماتم یک روند محسوب می شود، می توان آن را به صورت مراحل  تا حدودی مشخص در نظر گرفت. جان بالبی چهار مرحله را در طول سوگواری شناسایی کرده که از این قرار است:
1- اعتراض و کرختی: که همراه با حالات ترس و خشم است.
2- طلب کردن : که در آن بازمانده با بی قراری متوفی را طلب و جستجو می کند و پیوسته در فکر اوست.
3- درماندگی: بازمانده دستخوش نا امیدی و افسردگی می گردد و کوشش او برای غلبه بر یأس راه به جایی نمی برد.
4- سازمان دهی مجدد: بازمانده با شرایط تغییر یافته انطباق پیدا می کند و روابط فردی و اجتماعی مجدداً برقرار می شود و واکنش ماتم خاتمه می یابد.
ویلیام وردن ترجیح می دهد که به جای به کار بردن مفهوم مرحله از اصطلاح تکلیف استفاده کند که به عقیده او از لحاظ کاربرد بالینی نیز بر مرحله ارجحیت دارد.  مرحله نشان دهنده حالتی انفعالی است  اما تکلیف نشان می دهد که برای به پایان رساندن ماتم فرد نیز باید فعالیت کند و گام بردارد. کوشش ناموفق در انجام دادن هریک از این تکالیف ممکن است منجر به بروز واکنش ماتم نابهنجار شود. وردن  برای تکمیل و به پایان رساندن واکنش ماتم  چهار تکلیف را مشخص  می کند.

تکلیف اول: پذیرش واقعیت فقدان
 در طول ماتمداری پذیرش کامل واقعیت و رویارویی چهره به چهره با آن نخستین تکلیف است. پذیرش آنکه مرده برای همیشه مرده و دیگر باز نخواهد گشت . اما همیشه پذیرش واقعیت حاصل نمی شود و گاه نپذیرفتن آن در اشکال گوناگون انکار ظاهر می گردد.
 انکار در سطوح متفاوت و به صورتهای گوناگون تجلی می یابد ولی اکثراً شامل واقعیت فقدان، معنای آن و یا بازگشت ناپذیری آن می شود. انکار واقعیت فقدان از تحریف خفیف واقعیت تا شکل گرفتن هذیانی کامل تنوع می یابد..حالتی که  مومیایی کردن خوانده می شود  بیشتر رخ می دهد. در این حالت بازمانده متعلقات متوفی را برای استفاده او پس از بازگشت حفظ می کند. والدینی که کودک خود را از دست می دهند اغلب اطاق او را به همان شکل قبل از مرگ باقی می گذارند. البته این حالتها برای مدتی کوتاه غیر معمول نیست و هنگامی شکل انکار را به خود می گیرد که سالها طول بکشد.
 نوع دیگر انکار واقعیت، انکار معنا یا اهمیت فقدان است.  گاه از بازماندگان اظهاراتی از این قبیل شنیده می شود که مثلاً « او پدر خوبی نبود» یا « ما چندان به هم نزدیک نبودیم» یا اینکه « من فقدان او را احساس نمی کنم» گاه بازمانده لباس ها و یا سایر وسائل متعلق به متوفی را که یاد آور اوست دور می ریزد که حالتی عکس حالت مومیایی کردن است. گویی بازمانده با دور کردن این اشیا از خود در برابر رویارویی با واقعیت فقدان حمایت می کند. فراموشی انتخابی نیز راه دیگر انکار معنای کامل فقدان است. در این مورد بیماری ذکر شده است که تمام خاطرات مربوط به پدرش را از ذهن بیرون کرده بود و حتی صورت او را نیز به یاد نداشت. 
تکلیف دوم: تجربه درد ماتم
 شناخت، احساس و ابراز درد ماتم ضروری است و در غیر این صورت این درد در جامهً نشانه ها و رفتارهای انحرافی ظاهر خواهد شد. هرآنچه موجب اجتناب از این درد و سرکوبی آن شود، مدت ماتمداری را طولانی تر خواهد کرد. درد ماتم به اشکال و درجات مختلف توسط افراد احساس می شود.گاه تقابل ظریف میان جامعه و فرد عزادار تکمیل این تکلیف را با اشکال مواجه می سازد. ممکن است جامعه در برابر احساسات فرد سوکوار احساس راحتی نکند و با ابراز پیامی ظریف و پنهانی به او بفهماند که احتیاجی به سوکواری نیست و ابراز ماتم برچسب بیمارگونگی و غیر اخلاقی بودن را می خورد.
 انجام ندادن تکلیف دوم به معنی جلوگیری از احساس کردن است که از راههای گوناگونی صورت می گیرد. انکار درد ماتم و نادیده گرفتن احساس های مربوط به آن، اجتناب او و یا دوری جستن از یادگارهای مرده از جمله راههایی است که بازمانده را از انجام دادن تکلیف دوم باز می دارد.گاه فرد به جای آن که اجازه دهد که درد را حس کندو تسلیم آن شود ، از برابر آن می گریزد و حتی به شهر یا کشوری دیگر سفر می کند.  کسانی که از ماتمداری اجتناب می کنند دیر یا زود درهم می شکنند و اشکال گوناگون افسردگی در آنان ظاهر می شود.
تکلیف سوم: انطباق با محیط در غیاب متوفی
 انطباق بامحیط برای افراد گوناگون بسته به نوع ارتباط آنان با متوفی و نقش هایی که متوفی برعهده داشته است معانی متفاوتی دارد. بسیاری از بیوه ها پس از مدت زمانی قابل ملاحظه، تازه در می یابند که زندگی بدون همسر به چه چیزی شبیه است. معمولاً سه ماه پس از وقوع فقدان بازمانده می فهمد که تنها زیستن، بزرگ کردن فرزندان و اداره امور مالی به تنهایی و زندگی در خانه ای خالی چه معنایی دارد.
  معمولاً بازمانده تا پس از وقوع فقدان از تمام نقش هایی که متوفی بازی می کرده است آگاه نیست و بسیاری از بازماندگان هنگامی که ضرورت می یابد که خود به ایفای این نقش ها بپردازند، دچار درماندگی می شوند. کوتاهی در انجام دادن تکلیف سوم به معنای عدم انطباق با وقوع فقدان است.
تکلیف چهارم: انفصال انرژی عاطفی از متوفی و به کار انداختن مجدد آن در رابطه ای دیگر.
 آزاد سازی عواطفی که معطوف به متوفی بوده است و استفاده از نیروی آنها در برقراری روابطی دیگر تکلیف چهارمی است که بازمانده باید به انجام رساند. بسیاری از افراد این تکلیف را بد می فهمند و بخصوص در مورد مرگ همسر فکر می کنند که اگر پیوندهای عاطفی خود را با متوفی کنار بگذارند به معنی بی احترامی به خاطره او خواهد بود. غافل از آنکه افراد دیگری نیز استحقاق دوست داشته شدن را دارند و علاقه به آنان به معنای آن نیست که بازمانده متوفی را کمتر دوست داشته است.
 در برخی موارد افراد از آن می ترسند که در صورت سرمایه گذاری عاطفی در رابطه ای دیگر، آن ارتباط هم با وقوع یک فقدان به پایان برسد. به عبارت دیگر آنقدر فقدان را دردناک می یابند که تصمیم می گیرند دیگر دوباره کسی را دوست نداشته باشند. برای بسیاری از اشخاص انجام دادن تکلیف چهارم از همه دشوارتر است و در این مرحله از روند ماتمداری در می مانند و بعدها در می یابند که در حقیقت زندگی آنان در نقطه وقوع فقدان متوقف شده است.
واکنش ماتم نابهنجار و انواع آن
 واکنش ماتم نابهنجار که به اشکال گوناگون ظاهر می گردد به نامهای زیر خوانده می شود: ماتم بیمارگون، حل نشده، برآمیخته، مزمن، تأخیر یافته و مفرط.ماتم نابهنجار هنگامی ایجاد می شود که شدت ماتم به اندازه ای باشد که فرد را تحت فشار قرار دهد به طوری که به رفتارهای غیر تطابقی پناه برد و یا آنکه مدتی طولانی اسیر ماتم باشد بدون آن که با گذشت زمان فراگشت ماتم پایان پذیرد.
گفته می شود که در حدود ده تا پانزده درصد کسانی که به روانپزشک مراجعه می کنند در پشت شکایات و حالات آنان یک واکنش حل نشده ماتم پنهان شده است. بالبی از این هم فراتر می رود و می گوید که بیماریهای روانپزشکی بیشتر تظاهری از ماتم بیمارگون هستند.  توصیف واکنش ماتم نابهنجار تحت عناوین زیر مفید خواهد بود.
1- فقدان ماتم: هرچند این حالت به طور ناشایع دیده می شود معهذا باید افراد داغدیده ای را که رابطه ای نزدیک و مثبت با متوفی داشته اند ولی هیچ یک از علائم ماتم را نشان نمی دهند، مورد توجه ویژه قرارداد.در نگاه سطحی ممکن است روحیه این افراد قابل تحسین به نظر آید، اما در حقیقت در ژرفای این برخورد سطحی استفاده بیش از حد از ساختکار دفاعی انکار قرار گرفته است. متاسفانه گاه این انکار توسط زمینه های فرهنگی و خانوادگی تقویت می شود.
2- واکنش ماتم مزمن: شایع ترین شکل ماتم نابهنجار است. در اینجا نشانه ها کم و بیش شبیه واکنش ماتم بهنجار اما شدیدتر است، مدتی طولانی به جای می ماند و هرگز به یک سرانجام رضایت بخش منتهی نمی گردد.  این حالت بخصوص هنگامی وجود دارد که چند سال از زمان وقوع فقدان گذشته باشد. این افراد در برابر تعبیر احساسات خود و سرمایه گذاری عاطفی مجدد در رابطه ای دیگر مقاومت می کنند و در آنها دوگانگی احساسی حل نشده نسبت به متوفی و بخصوص قبول نکردن احساسات خصمانه دیده می شود.
3- واکنش ماتم تأخیر یافته: این نوع واکنش ماتم رامهار شده انکار شده و منع شده نیز می خوانند. در اینجا بازمانده در هنگام وقوع فقدان، واکنش ماتم نشان نمی دهد و یا عکس العمل عاطفی او در برابر فقدان ناکافی و نامناسب است.  ممکن است این فرد در آینده در برابر وقوع فقدانی جزئی واکنش ماتم شدیدی را تجربه کند. حتی ممکن است هنگامی که فرد دیگری دچار فقدان می شود و یا بر اثر تماشای یک فیلم واکنش ماتم شدیدی را نشان دهد.
4- واکنش ماتم مفرط:  هنگامی که اضطراب بسیار شدید باشد و یابه صورت هراس (فوبی) درآید واکنش ماتم مفرط ظاهر خواهد شد. معمولاً بیشتر این فوبی ها در ارتباط بامرگ است و در پشت آن ها احساس گناه ناخودآگاه و این اندیشه که «من هم سزاوار مرگ هستم» قرار دارد. این حالتها نشان دهنده وجود دوگانگی احساسی نسبت به متوفی است.
5- واکنش ماتم مبدل: در اینجا بیمار علائم و رفتارهایی را نشان می دهد که برای او ناراحت کننده است بدون آنکه دریابد این دشواریها ناشی از فقدانی است که پشت سر گذاشته است.  در حقیقت حذف واکنش های احساسی منجر به بروز واکنش ماتمی بیمارگون می گردد. واکنش ماتم مبدل معمولاً به دو صورت نشانه های جسمانی و یا رفتارهای غیر تطابقی و انحرافی تظاهر می یابد. ممکن است بازمانده علائم جسمانی مشابه علائم بیمار متوفی را احساس کند و یا با اختلالات روان تنی واکنش نشان دهد. درد اغلب نماد ماتم سرکوب شده است.
 ممکن است تظاهرات ماتم مبدل به صورت نشانه های روانشناختی و یا برخی اشکال برون ریزی و سایر رفتارهای غیر انطباقی ظاهر شود. برخی پژوهش ها نشان می دهد که در واکنش ماتم مبدل ممکن است رفتارهای بزهکارانه به عنوان معادل های انطباقی تظاهر یابند.
6- گریز به فعالیت: توسل به فعالیتهای گوناگون برای گریز از رویارویی باواقعیت ممکن است تا اندازه ای در خدمت ارتقای کیفیت ماتمداری باشد اما پناه بردن به فعالیت های دیوانه وار اجباری و یاطولانی که گاه همراه بااحساس کاذب بشاشت لاقیدانه باشد شکل دیگری از ماتم نابهنجار است.  در پشت این رفتارها احساس بی یاوری شدید قرار دارد که منجر به فرار از برابر واقعیت فقدان می گردد.
سوگ و ابعاد پنهان آن
 در میان داغدیدگان رفتارهای متنوعی دیده می شود . واکنش افراد به وقوع یک فقدان گاه بسیار شدید و گاه بسیار خفیف است. برای برخی ماتم از هنگام شنیدن خبر مرگ آغاز می شود و نزد برخی دیگر تجربه ای دیر رس است. واکنش ماتم در مواقعی مدت کوتاهی طول می کشد و در شرایط خاصی برای همیشه ادامه می یابد. عواملی وجود دارند که با توجه به آنها تا اندازه ای می توان پیش بینی کرد که افراد  چه کسانی در معرض خطر بالای بروز واکنش ماتم نابهنجار قرار دارند.
1- عوامل رابطه ای: این عوامل مربوط به نوع رابطه بازمانده و متوفی است.  واکنش ماتم در برابر فقدان پدربزرگی که به علت یک بیماری مزمن می میرد با مرگ برادر جوانی که دریک حادثه اتوموبیل کشته می شود تفاوت دارد. طبیعت دلبستگی یاپیوند میان بازمانده و متوفی باید مورد توجه قرار گیرد. بدیهی است که شدت و ژرفای واکنش ماتم مناسب با شدت علاقه و عشق میان طرفین است. میزان ایمنی پیوند دوجانبه باید ارزیابی شود. رابطه سرشار از دوگانگی شایعترین رابطه ای است که منجر به بروز واکنش ماتم نا بهنجار می شود. اصولاً در هر رابطه نزدیکی دوگانگی احساسی وجود دارد. « آن دیگری» مورد علاقه است اما همراه این علاقه احساسات منفی نیز دیده می شود. معمولاً احساسات مثبت بر احساسات منفی غلبه می یابند. در گسستن رابطه ای که به شدت دستخوش دوگانگی است و احساسات منفی در آن با شدتی برابر بااحساسات مثبت عرض اندام می کنند، واکنش ماتم دشواری به وجود خواهد آمد. معمولاً در چنین رابطه ای احساس گناه با شدتی آزار دهنده همراه با احساس خشم ناشی از ترک شدن وجود دارد.
 رابطه خویشتن کامانه نیز از جمله روابط بیمار گونه است. در اینجا وجود متوفی ادامه وجود بازمانده تلقی می شده است. لذا فقدان متوفی به صورت فقدان بخشی از وجود بازمانده تعبیر و در نتیجه انکار می شود، انکاری که از بروز واکنش ماتم بهنجار جلوگیری می کند. روابطی که بر مبنای وابستگی شکل می گیرند نیز منجر به ایجاد واکنش ماتم نا بهنجار می شوند. بروز فقدان در یک رابطه وابسته در خود انگاره بازمانده یا تصور او از خویشتن موجب تغییر می شود.
2- عوامل ضمنی: شرایط وقوع فقدان و نوع مرگ در چگونگی و سرانجام واکنش ماتم مؤثر خواهد بود. مرگ را به انواع طبیعی، تصادفی، ناشی از خودکشی و دیگر کشی یا قتل تقسیم می کنند. در مورد تأثیر نوع مرگ بر واکنش ماتم می توان به تفاوت میان مرگ تصادفی یک کودک با مرگ طبیعی یک سالمند اشاره کرد. یا هنگامی که متوفی براثر خودکشی از جهان رفته باشد، بازماندگان او در دوران ماتمداری خودبامشکلات ویژه ای روبرو خواهند شد.  مرگ ناگهانی واکنش ماتم دشواری را به دنبال خواهد داشت. برخی شرایط خاص مانع بروز واکنش ماتم بهنجار می شوند. مثلاً وقتی که وقوع فقدان قطعی و حتمی نیست. همسران سربازان مفقودالاثر که نمی دانند آیا شوهر آنها زنده یا مرده است گرفتار واکنش ماتم نابهنجار می شوند. وقوع چند فقدان با هم مانند کشته شدن چند تن از اعضای خانواده بر اثر زلزله یا آتش سوزی و حوادثی مانند آنها وضعیت دیگری است که تجربه واکنش ماتم بهنجار را تقریباً غیر ممکن می سازد.
3- عوامل مربوط به سوابق قبلی: چگونگی واکنش فرد در برابر فقدان های قبلی در پیش بینی واکنش ماتم بعدی او مؤثر خواهد بود. کسی که واکنش ماتم قبلی را با موفقیت پشت سر گذاشته است، احتمالاً با کفایت و موفقیت با فقدان آینده روبرو خواهد شد و برعکس.تاریخچه سلامت روانی فرد نیز اهمیت بسیاری دارد. کسانی که سابقه افسردگی داشته اند هنگام سوکواری دوران دشواری را سپری خواهند کرد و احتمال بروز واکنش ماتم نابهنجار در میان آنان بالاست. فقدان ها و جدایی های قبلی بر فقدان ها و جدایی های جاری و بعدی موثر است. گفته شده است که فقدان والدین در سالهای اولیه زندگی زمینه را برای بروز واکنش ماتم نابهنجار در برابر فقدانهای بعدی آماده می سازد.
4- عوامل شخصیتی:  برخی از افراد قادر به تحمل تشویش عاطفی شدید نیستند و برای دفاع از خویش در برابر هجوم احساسات ناخوشایند دچار وازدگی و واکنش ماتم نابهنجار می شوند. کسانی که نمی توانند احساسات وابستگی را تحمل کنند واکنش ماتم دشواری را پشت سر خواهند گذاشت.کسانی که همیشه در نقش افراد قوی ظاهر می شوند،  در هنگام بروز فقدان  از تجربه احساسات لازم برای پایان موفقیت آمیز واکنش ماتم  محروم می مانند زیرا ابراز آزادانه احساسات با ایفای نقش نیرومندی آنان در تناقض است. مبتلایان به اختلال شخصیت بخصوص افراد مبتلا به اختلال شخصیت های خودشیفته و مرزی در طول واکنش ماتم دوران دشواری را پیش رو خواهند داشت.
5- عوامل اجتماعی: واکنش ماتم یک فرایند اجتماعی است که باید در زمینه اجتماعی خود مورد بررسی قرار گیرد.  برای پیش بینی چگونگی ماتمداری یک فرد باید زمینه های اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و قومی زندگی او را شناسایی کرد.هنگامی که گفتگو در مورد فقدان از لحاظ اجتماعی منع شده باشد فضایی به وجود می آید که منجر به بروز واکنش ماتم نابهنجار خواهد شد. این حالت اغلب در مورد مرگهای ناشی از خودکشی رخ می دهد.عدم وجود شبکه حمایتی اجتماعی از جمله عوامل اجتماعی دیگری است که در بروز واکنش ماتم نابهنجار مسئول شناخته شده است. در جوامع امروزی که افراد غالباٌ دور از زادگاه خود زندگی می کنند این مشکل بیشتر دیده می شود، زیرا  فرد از تسلیت و همدردی اقوام و دوستان خود محروم می شود.
طول مدت ماتم و پیش آگهی آن
  هرچند در برخی از کتابها مدت زمانی مشخص مانند شش ماه، یکسال، دو سال و غیره  به عنوان طول مدت ماتم ذکر می شود اما  تعیین یک مدت زمانی مشخص  غیر ممکن است. طول مدت ماتم با میزان نزدیکی رابطه بازمانده و متوفی نسبت مستقیم دارد. یکی از نشانه های با ارزش خاتمه ماتم آن است که فرد بتواند به متوفی فکر کند، بدون آنکه این اندیشه برای او دردناک باشد.  نشانه با ارزش دیگر خاتمه ماتم آن است که فرد بتواند نیروی عاطفی خود را معطوف به زندگی و افراد زنده کند. روی هم رفته باید گفت واکنش ماتم فراگشتی طولانی است که برخی از افراد هرگز نمی توانند آن را به اتمام رسانند و از برخی جهات هرگز به پایان نمی رسد.
 برخی از عواملی که نشان دهنده پیش آگهی بدی هستند و به سرانجامی نامناسب منجر می شوند از این قرار است: وجود اختلال در سلامت جسمانی و روانی، وجود نشانه های افسردگی تداوم یافته پس از یک سال مانند افکار خودکشی و کندی حرکتی روانی و احساس گناه شدید، اعتیاد به الکل، فقدان حمایت های اجتماعی لازم، طبقه اجتماعی – اقتصادی پائین، سن کم، روابط قبلی وابسته یا دو سوگرا بامتوفی، وجود بحران های جاری زندگی، مرگ های ناگهانی، عدم وجود تماس های قبلی با مرگ و فقدان، احساس خشم و خود ملامتگری تداوم یافته و شدید.