یکشنبه 30 آبان 1389
الکلیسم حرکت به سوی مرگ است .
منبع:همشهری ماه شماره 59 آبان 89

غلامحسین معتمدی
 

الکلیسم حرکت به سوی مرگ است .
رابطه الکل و مرگ در گفت و گو با دکتر غلامحسین معتمدی ، روانپزشک و مرگ شناس
الکل و مرگ پیوندی دیرینه دارند. گروهی از مردمان ، الکل را وسیله ای برای به تعجیل انداختن مرگ خود می دانند و گروهی دیگر نیز با هزاران توجیه به این نوشیدنی روی می آورند . دکترغلامحسین معتمدی  روانپزشک  که حوزه اصلی تخصص وی     مرگ شناسی است ، برپیوند ناگسستنی نوشیدنی های الکلی و مرگ تأکید می کند و آن را موضوعی تاریخی و فراملیتی می داند . کسانی که به سفرهای طبیعت گردی می روند ، اغلب شیشه کوچکی از الکل صنعتی به همراه دارند تا با آن آتش روشن کرده و غذایشان را گرم کرده یا بپزند . الکل البته فقط چوب و زغال را به آتش نمی کشد و توان آن را دارد که بدن و زندگی افراد را نیز به آتش بکشاند. شعله هایی که یادآور شیوه اعدام گناهکاران در هزاره های پیشین است.


الکل به رغم مضرات فراوانی که دارد ،  دربسیاری از فرهنگ ها و قومیت ها حضور دارد. این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟
این ماجرا دوجنبه دارد. اول جنبه موردی است . مرگ هولناک ترین استرس زندگی است و سبب  ساز فشار بر منابع روانی فرد  می شود . این فشار عکس العمل های مختلفی در افراد به همراه دارد. بعضی به دارو و مسکن ها پناه می برند. کسانی به انکار کامل مرگ می پردازند و یا شوکه می شوند. احتمال دارد افرادی هم به حالت آرام بخشی  الکل پناه  برند. این نشان میدهد بسیاری از افرادی که به نوشابه های الکلی  روی می آورند  دارای مشکلات روانی و رابطه ای هستند و به خوددرمانی می پردازند . اما در ارتباط الکل با فرهنگ ها و قومیت ها به لحاظ تاریخی و انسان شناختی ، موضوعات جالب دیگری نیز وجوددارد . می دانید که درباره منشأ الکل بسیار بحث شده است .  قابل تصور است که شروع مصرف الکل به مناسبت آئین ها و شعائری که انسان ها داشته اند  صورت می گرفته است . بعضی از متخصصان معتقدند دیدگاه افراد قبایل و گروه ها درمصرف الکل بسیار مهم است . آنها می گویند اگر گروه یا قبایلی معتقد باشند مصرف الکل سبب ساز خود ویران گری و پرخاشگری نمی شود  چنان خواهد بود . پس می توان گفت مصرف الکل در فرهنگ ها و قبایل  مختلف موضوعی متفاوت است . به عنوان مثال درمسیحیت ، مصرف شراب درمراسم عشای ربانی به دلیل وجود قوانین و شعائر مختلف کنترل شده است . اما مصرف ، تولید و تجارت بیش از حد الکل در دنیای امروز به دلیل حضور در زندگی روزمره افراد ، بدل به موضوعی هولناک شده که درنهایت تبدیل به الکلیسم می شود.

البته  امروزه چارچوب محدود کننده ای که درمورد مصرف الکل درجهان وجود داشت کاملاً ازمیان رفته و افراد الکلی درهر زمان و مکانی از این ماده استفاده می کنند . بسیاری از متخصصان معتقدند وجود استرس ، ترس از مرگ ، بیکاری ، نابودی ارزش ها و فرهنگ ها ، نوع و روش زندگی مدرن و .......... سبب ساز ویرانی این چارچوب شده است . شما با این موضوع موافقید ؟
انسان ما در دنیای امروز دیگر در چارچوب های سنتی نمی گنجد . حتی شعائر و آئین ها در گوشه ای کوچک قرار دارند و آمیختگی گذشته را با زندگی ندارند و همه زندگی محسوب نمی شوند. در دنیای امروز خارج از آئین ها ، شعائر و فرهنگ هاچیزی وجوددارد به نام زندگی روزمره که ساحت اش روزبه  روز گسترده ترمی شود. شباهت های جهانی دراین قسمت به شدت نمود پیدا می کند . منظورم این است که خارج از مناسبت ها و آئین ها ساحت های متکثر دیگری به وجود آمده که انسان ها درآن هاقدرت انتخاب و دادو ستد های بیشتری دارند.  دراینجاست که سبک های زندگی رزومره شکل می گیرد . به خودی خود این موضوع منفی نیست اما دریک فضایی سبک های زندگی غیر انطباقی ، ویران گر و مخرب به وجود می آید. بنابراین تداوم مصرف الکل و الکلیسم ناشی از شرایط بیرونی یا مسائل حل نشده درونی افراد است که با پناه بر دن به الکل سعی می کنند این شکاف ها و کمبودها را بپوشانند. البته دراینجا ارتباط با معنایی میان  شخصیت  پیشینه افراد با انواع دیگر حالت های روانی وجود دارد.
نکته مهم دیگر بی تفاوتی افراد است . آقای دکتر ملک زاده ، رئیس مرکز مطالعات سرطان معده و وزیر سابق بهداشت می گوید یکی از دلایل عمده سرطان معده درکشور مصرف  بیش از حد الکل است . او می گوید  شخص به سرطان وسیع و وخیم معده و دستگاه گوارش مبتلا و درشرف مرگ است اما به دلیل بی تفاوتی درقبال مرگ  ، می گوید من که از بین خواهم رفت پس به مصرف الکل ادامه می دهم .
آمار تأثیر الکل بر روی مرگ و میر نسبت به کسالت های جسمانی ، سوانح و بیماری های روانی بسیار بالاست . انگشت گذاشتن به روی بی تفاوتی ، نشانه ای است که باید به آن توجه کرد. اشاره کردم به سبک زندگی که هم اکنون واژه ای کلیدی درحیات روانی اجتماعی افراد محسوب می شود. وقتی کسی سبک زندگی غلط و مخربی را در پیش می گیرد ، گاهی اوقات  این نوع سبک از لحاظ خود ویران گری تا جایی پیش می رود که در حقیقت جنبه خودکشی مزمن را پیدا می کند . درمرگ و خودکشی شناسی وقتی کسی سکته قلبی کرده و پزشک می گوید باید سیگار را ترک کنی اما این بیمار به مصرف دخانیات ادامه می دهد ، طبعاً نیروی میل به زندگی در فرد ، مغلوب نیروی پنهان و ناخود آگاه ویران گری می شود .  حال به این موضوع افسردگی افراد را نیز اضافه کنید. یکی از علایم افسردگی  ، بی تفاوتی است . بسیاری از افراد افسردگی ندارند اما مشکلات زندگی گاه آن قدر صدمه آفرین است که تأثیراتش کم تر از افسردگی نیست . بسیاری از آسیب های اجتماعی  اگر ارتباطی با افسردگی نداشته باشند به خودی خود از هولناکی شان کم نمی شود و به همان اندازه ممکن است مسأله آفرین باشند. طبیعی است که درچنین فضایی افراد بی تفاوت و بی انگیزه می شوند و احتمال دارد به  خود نرسند و متأسفانه  حاصل همه اینها مولفه بسیار مهم ناامیدی است .
تمام این عوامل با  تصویری که افراد از فردای خود دارند گره می خورد و تأثیر جدی به همراه دارد و  در برخورد با بیماری ها معنا پیدا می کند.

مصرف الکل دربلند مدت چه تأثیری در رفتار افراد دارد ؟
الکل در واقع تضعیف کننده سیستم عصبی مرکزی بدن است . بنابراین موقعی که الکل مصرف می شود برخلاف  تصور برخی  ،  جنبه محرک نداردو ایجاد برانگیختگی نمی کند . کاری که الکل می کند مهار وقفه سیستم عصبی مرکزی بدن را بر رفتار از بین    می برد.چون وقفه برداشته می شود به نظرمی رسد افراد می توانند در مراحل اولیه مصرف الکل احساس بشاشی و شادی کنند . مصرف الکل اگر ادامه پیدا کند چون سم و تاکسین است کم کم موجب اختلالات حرکتی ، رفتاری ، پرخاشگری ، ساب کما، کما و مرگ می شود ، این رفتاری است که تاکسین با انسان می کند . در جوامعی که الکل آزاد است با مسأله مصرف  اجتماعی الکل  روبه رو هستیم . اما افرادی هستند که می توانند خود را کنترل کنند . سازمان بهداشت جهانی در تعریف الکلیسم چهار تعریف ارائه کرده است . یک – میل به نوشیدن ، دو – عدم کنترل میل ، سه – وابستگی و چهار – تحمل . اگر کسی مصرف الکل را تداوم دهد و هفته ای دوبار مصرف کند دفعه اول با یک لیوان به حالت مورد  نظر می رسد اما چون بدن به این مواد عادت می کند و تحمل اش افزایش پیدا می کند ، مصرف را بالاتر می برد و کم کم الکلیسم شکل می گیرد . آماری وجود دارد که در انگلیس و فرانسه آمار مصرف الکل از سال 1994 تا امروز 20 درصد افزایش یافته و تأثیرات مخرب خود را بر سلامت جسمانی و روانی گذاشته است . اگر شرایط جامعه به گونه ای باشد که عدم امنیت ، فقر ، نا امیدی ، آسیب های اجتماعی ، بیکاری و ..... وجود داشته باشد زمینه را برای گرایش به مواد مخدر افزایش می دهد . در جامعه ما چون الکل منع شده مواد مخدر در کشور افزایش یافته است . اما فکر نمی کنم در مقایسه با مخدرهای دیگر الکل تأثیر مخرب کم تری داشته باشد.

الکل چه تأثیری در روحیه افراد دارد ؟
به نظر می رسد برخی از افراد در اوایل مصرف  شاد وخوش بین می شوند اما افرادی هم هستند که به بدبینی مفرط مبتلا می شوند . این گونه تأثیرات بر اساس ساختار شخصیتی فرد مصرف کننده بروز می کند . اما این  خوشبینی ارزشی ندارد. اگر این حس به صورت ریشه ای تداوم و کاربرد داشته باشد ارزش دارد.

تأثیر الکل برنگاه افراد به مرگ چگونه است ؟
تأثیر الکل برمرگ کاری به نگاه افراد ندارد. الکل یکی از مهم ترین عوامل مرگ و میر در سطح جهان است. درحال عادی الکل به طور متوسط 10 سال از عمر را کم می کند. از طرف دیگر آمارهایی که وجوددارد نشان می دهد الکل چه رابطه ای با مرگ دارد.
متأسفانه نگاهی که افراد به مرگ دارند نگاه منسجمی نیست ، نگاه بیشتر بر اساس احساس ترس از مرگ شکل می گیرد.  هرکس بر اساس تجربیات احساسی  مبتنی بر ترس  و درچارچوب فکر ی و ذهنی خود  به مرگ می نگرد.  الکل مثل سایر مواد مخدر در ابتدا مرز بین واقعیت و دنیای خوشایند مجازی را از بین می برد و سبب  می شود تأثیر لذت بخشی بر فرد بگذارد . اما از طرف دیگرافراد در حالی که احساس خوشایندی می کنند اما رفتاری خود ویران گر دارند ، در اینجا می بینیم حرکت به طرف مرگ آغاز می شود . پشت این رفتارها افراد چه نگاهی به مرگ دارند مطمئناً کمکی به تصحیح نگاهشان آنچنان که شایسته است نمی کند و الکل درنهایت سبب ساز پوچی و ویرانی زندگی شان می شود.  براساس آموزه های  مرگ   شناسی قرار است مرگی با وقار و شأن اتفاق بیفتد . اما دراین مرحله مرگ نیزاز همه این موضوعات تهی می شود. نکته دیگری که  رابطه  مستقیم مرگ و الکل را نشان  می دهد ، آنالیز الکل درجسد شناسی یعنی  شایع ترین آزمایشی است که از لحاظ سم شناسی صورت  می گیرد . جسد وقتی شروع به پوسیدن می کند میکروب ها ، باکتری ها و قارچ ها ایجاد الکل می کنند. بنابراین آزمایش دقیق در جسد شناسی مشخص می کند  متوفی الکل مصرف کرده یا خیر . به این ترتیب علاوه بر الکلی که جسد می سازد الکل قبلی هم وجودداردکه می تواند در آزمایش هانمایان شود  . 

بسیاری از کارشناسان معتقدند افسردگی سبب الکلیسم می شود ، آیا عکس این موضوع هم صادق است ؟
درگذشته پزشکان و متخصصان اعلام می کردند افراد افسرده به دلیل خوددرمانی به الکل رو می آورند . امروز متخصصان معتقدند الکل سبب ساز افسردگی می شود. اما می توان گفت هر دوی این حالات امکان دارد . تبدیل اینها امکان پذیر است . از نظر علمی ثابت شده که اعتیاد به الکل با اختلالات خلقی ، اضطرابی وخودکشی ارتباط مستقیم دارد. از طرف دیگر که افراد همزمان  می توانند  بیماری جسمی و روحی – روانی داشته  باشند . چون میزان تشخیص های  روان پزشکی هم گسترده است . کسی ممکن است افسردگی و اختلال رابطه ای گسترده داشته باشد . اما درمورد رابطه مستقیم اعتیاد به الکل با کسالت های  روحی و روانی می توان ساعت ها صحبت کرد و نشانه های بسیار ی ارائه داد .

نقش تعلیم و تربیت درجلوگیری از افسردگی و تمایل به مخدرها از جمله الکل را چه میزان ارزیابی می کنید ؟ 
 یادگیری ، درابتلاء افراد به ناهنجاری های روحی – روانی موثر است  . کسی که درخانواده الکلی بزرگ شده وپدرو مادرش گرفتار این معضل هستند ، احتمال آنکه به سرنوشت آنها دچار شود زیاد است . از طرف دیگر بار ژنتیک به تنهایی موثر نیست . احتمال دارد کسی در بهترین شرایط باشد اما بار ژنتیکی اش بالا باشد و کسالتش بروز پیدا کند . کسی ممکن است عکس این موضوع را تجربه کند . درخانواده ای معمولی اگر شیوه های تربیتی مبتنی بر اصول بهداشت روانی باشد ،  در بازداری از اعتیاد موثر است .

دستگاههای اجرایی برنامه خاصی برای ترویج فرهنگی مبارزه با االکل دارند ؟
درارتباط با مواد مخدر ، موثر بودن تبلیغات درحال بررسی است و آمار تعیین کننده است . دررابطه با الکل چون تابو بوده  ، سیاست  گذاری خاصی در کار نبوده و برنامه ها درقالب  جلوگیری ها اجرا می شوند . فعالیت هایی که وجوددارند در قالب مبارزه با قاچاق مشروبات الکلی است .  مطالعات نشان می دهد خریداران الکل طبی در داروخانه ها اکثراً جوانان بوده اند اما هم اکنون با تلخ کردن الکل طبی این موضوع استفاده در داروخانه ها منتفی شده است . صدا و سیما هم به طور کلی آموزش دراین مورد را بی اهمیت می داند.

دستگاههای اجرایی چطور می توانند فرهنگ سازی درمورداثرات مخرب الکل صورت دهند ؟
هراقدامی باید براساس مبانی فرهنگی – اعتقادی باشد تا قابل اجرا شود . منطبق کردن الگوهایی که در جاهای دیگر دنیا موفق بوده چاره کار نیست . درهلند مصرف مواد مخدر و مشروبات  ،  و آزاد است . افراد درخیابان می توانند گرس و حشیش خریداری کنند اما کم ترین آمار آسیب های اجتماعی در رابطه با مواد مخدر دراین کشور وجود دارد. این تابلو از بیرون ممکن است بسیار زیبا و دلفریب باشد ولی به هر حال هلند جامعه دیگری است و فرهنگ دیگری دارد. اگر مثلاً بنا باشد چنین سیاست هایی  در قبال مواد مخدر و الکل را  درکشور پیاده کنیم ، حتماً باید با شرایط و الگوهای فرهنگی ، مذهبی و اجتماعی کشور منطبق شود.